تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
كردن متحير شوند و گويند خداى داند و گويند الشافى هو اللّه پس معنى اينكه عليكم بدين العجائز اين بود كه پايان گيريد از اوّل ، رسول عليه السّلام فرمود كه چون به عاقبت عاجز خواهى ماندن چون عجوز و متحيّر خواهى شدن و پايان كار نخواهى دانستن هم از اوّل چون عجوز باش در دين و چون و چرا را بمان گويى قرآن بيان عاقبت كارهاى آدميان است كه از اوّل بيان مىفرمايد ايشان را و عزت انبيا از بهر آن است كه هرچه منتهاى حكمت حكيمان و عقل عاقلان است ايشان را مبتداى كار همان است باز مىانديشيدم كه مستحق دانستن خود مر نعمتى را سبب تقليل آن نعمت است و خود را سزاوار نعمت نادانستن سبب تكثير آن نعمت است در آن انديشه بودم كه اللّه الهام داد كه هيچ‌كس را به هيچ حال سرزنش مكن تا آنگاه كه تو از آن حالت به سلامت بگذرى تا نيك‌بختى و سعادت خود را نبينى كسى ديگر را بدبخت و دوزخى مگو و تا ريش برنيارى كودكان را عيب مكن و تا عاقبت كار زن خود را ندانى زنان كسان ديگر را عيب مكن و تا بر طهارت خواهر خود يقينت نباشد خواهر كسى ديگر را غر مخوان و تا دختر تو با كمال سعادت آراسته نگردد در دختر هيچ‌كس طعنه مزن ، اگر فساد فلسفه آموختن خود هيچ نباشد مگر همين‌كه الفاظ قرآن را بماند و اهل شرع و سنن رسول را اكرام و احترام ننمايد و يا خداى را واجب الوجود گويد و اصل و علت اولى گويد و نفس كل گويد و گويد كه جز و بكل رسيد اين فساد بس باشد تا از بركت آن الفاظ شرعى محروم ماند و ديو آدمى را بيشتر از اصطلاح نو وسوسه كند تا اصطلاح قديم را بماند گويند اين نو عجب است كسى نداند و عوام مردمان ندانند من عجب و خود را دانا نمايم در همه چيزها و همچنين الفاظ ديگر از شعر و غير وى مردم را از الفاظ قرآن و سنن بيرون آرد و از اين بركتها محروم گرداند دلّ عليه قوله تعالى
الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
« 1 » قرآن معجزه‌ايست كه اعجاز او در بيان نيايد و خيره بمانند و از روى عقل اعجاز او را ندانند ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 47 ، آيهء 9 و 25 .