تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
شوقش متزايد گردد و روى از عالم غرور بعالم بقا آرد كه
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي
فطرنى « 1 » اگر گويى من بدل مطيعم اين سخن باطل است زيرا كه قوتهاى جسمانى راهزنان اين راه آمدند نبايد كه قاطعى درآيد و ترا از مقصود دور كند پس تا حيات جسمانى باقيست دربند تكليف ظاهرى باش كه
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« 2 » لقمهء از نان بگزى چند چيز مىبايد تبش آتش تا پخته شود و آسيابى و زمين و آفتابى و باران و اين‌ها آنگاه بود كه آسمانها در جنبش باشند و هريكى را سيرى خاص و حركتى خاص پس بخاطر درآور كه اين لقمهء نان كه مىبخورم هفت آسمان مىببايد كه در جنبش باشد و چهار فصل در زمين پديد آيد و زمينى بايد و كوهها و درياها پديد آيد تا مرا اين يك لقمه ميسّر شود و چون آن لقمه در دهان نهادم چند چيز ديگر مىببايد از پس آن دندانها مىببايد آنچ در پيش بود سر تيز تا چون كارد آن طعام را ببرد و آنچ در پس سر پهن كه تا چون آسيا آن را آرد كند و معدهء هاضمه و در تن تو دويست و چهل و هشت پاره استخوان و پانصد و سى پاره عضله و سيصد و شصت رگ ناجهنده و بعد از اين اوتار و غضاريف و رباطات و اعصاب و اتّصال هريكى به ديگرى بتركيب خاص و صورت خاص و در هر يكى قوّتى و خاصيتى وديعت نهاده چون آن يك لقمه نان به معدهء تو رسيد آن همه مدبّران در آن تصرّف كنند و هريك اجزا از او نصيبى بيابند چنانك اگر يك جزو بخلل بود فرياد تو به آسمان رسد و همين تأمل در همه چيزها مىكن كه هيچ ذرّه از ذرّات مخلوقات نيست الّا كه شاهد به حق است بر كمال حكمت و جلال عظمت پروردگار جلّ جلاله پس چنين مرد متفكّر شخصى باشد به كالبد از بشر و بروح از فرشتگان به ظاهر در اين عالم به باطن در آن عالم به صورت با خلق به صفت با حق بدان ماند كه اين بنده بر سرحد هر دو عالم بنشسته است از عالم اوّل به آخر رسيده است و از عالم آخر باوّل رسيده و عاقلان اين شخص را آخر مراتب البشرية
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 6 ، آيهء 79 . ( 2 ) سورهء 15 ، آيهء 99 .