تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
عشق اين پرده‌هاى خوش مىگويند اگر ترتيب اهل فسق و عشق اين جهانى و شهوت ايشان نباشدى اين پرده‌هاى گوناگون و اين آوازهاى خوش از كجا باشد چون كسى ترتيب نكند و چون اين آوازهاى خوش نيستى رقّت مسلمانى از كجا جنبيدى و وعظ در دل بعضى عوام كجا فراگيردى و راه يابدى و اگر اهل دنيا و اهل غفلت و اهل كفر نباشدى دنيا از كجا معمور شدى و اهل صلاح در كجا ساكن شدندى و مدد غذا از كجا يابندى گويى اهل كفر و غفلت گاو و خر اهل اخلاص‌اند تا ايشان كار مىكنند و اين‌ها برمىخورند همچنين اگر حرص كاغذگر نباشد بجمع كردن اهل صلاح قران را كجا نبشتندى تلك الارض نورثها عبادى الصّالحين « 1 » پس كفر و غفلت اگرچه نسبت به محل خود تباه آمدند و ليكن نسبت بدان كه از او ميوهء حميده بديد خواهد آمدن بس نيكو آمد پس همه چيزها نسبت به بارى نيكو باشد ، سؤال اگر گويند كه رؤيت حق را مكان بايد و او از مكان منزّه است گوييم جهات مرئى است هرچند كه عالم در مكان و جهت نيست موسى عليه السلام رؤيت درخواست اگر خداى نامرئى بودى پس او عالم نبودى به خداى و چون او عارف نبودى به خداى ديگران را چگونه بتوحيد دعوت كردى اگر در دنيا بنمودى همه را ايمان بغيب نبودى روح آدمى را بدين عالم فرستادند تا زاد معرفت حق و محبّت حق و طاعت حق بردارد و از براى مهمّات روح اين پنج حس و اين خيال و وهم و شهوت و غضب با او همراه كردند ليكن حس و خيال نصيب خود را درين عالم بنقد مىيابند و امّا عقل نصيب خود را بعد النقل و الموت يابد لذّت حس نقدست و لذّت عقل نسيه روى از نقد گردانيدن و به نسيه راضى شدن سخت دشوار است از اين است كه بيشتر خلق بدين عالم مشغولند پس صاحب شريعت انواع تكليف بر خلق لازم كرد تا به عبادت مشغول شوند و ظاهرشان در زير تازيانهء تأديب الهى مرتاض مىگردد و عقل از زحمت حس و خيال يك لحظه خالى مىماند چون خالى ماند بعالم غيب بازگردد و از آن سعادت نصيبه بردارد
هامش
( 1 ) قرآن كريم ،أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ ،سورهء 21 ، آيهء 105 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 401 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر