تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
فرخجى چيزها به نسبت است نه مطلقا فرخج است مثلا فرخج‌تر چيزى از افكندهء آدمى بتر نيست و او غذاى سگ است و گاو است و مدد بسيار جانوران است و نشو و نماى كيكان و سگان است و مدد قوّت زمين است و آن مگس و كيكان غذاى جانوران كلانتر است كه در نفس خود محمود است و گوشت و خون آدميان غذاى جانوران هوااند چنانك افكندهء زنبور كه عسل است غذاى آدميان و استخوان غذاى پريان است پس معلوم شد كه اين خفريقيها نسبت ببعض چيزها طيّب است و غذاست و نسبت ببعضى خفريق است و آنكه نسبت به آدميان غذا و طيب است نسبت به غير آدميان چون فرشتگان و حيوانات ديگر خفريق است پس همه چيزها برابر آمد در حكمت آفرينش بازمىانديشيدم از كاغذها و كتابها و هرچه پيش دل مىآمد از رنگها و اجرام و زمين‌ها همه از روى درياى عدم ديدم برمىآمدند هرچه پيش دل مىآمد و راى آن تقدير مىكردم اگر چه رحمت و قدرت اللّه ياد مىآمد و اگر چه ذات اللّه ياد مىآمد همه از درياى عدم مىديدم كه ميرست و اللّه را وراى همه تقدير مىكردم و اين حالت را از همه حالتها بهتر يافتم و دل بر اين نهادم كه در گرما و سرما در درد و در آسايش همه بر اين حالت اعتماد كردم و روى به صلح آوردم هرچه خواهد گو بكن اللّه از عقوبات و مضرّات ، اندرين ذكر بودم كه ناگاه به دلم آمد كه اين جوى خوشى عسل كه شهوتش مىخوانند ميان جفتان مساعد چگونه راندست و جوى شير شفقت ميان خلقان چگونه راندست و جوى مى عشق چگونه راندست و جوى آب حيوة و علم چگونه راندست و اين چهار جوى بهشت است كه در زير هر كالبد برانده است ( و اللّه اعلم ) .

فصل 246

موفّق بخارى گفت اين را كه
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ
« 1 » معنى بگو گفتم شما سه كسيت و هر كسى را حالى مخالف حال ديگرى است حال هر كسى پيش من مىدود كه از من سخنگوى لاجرم درين تردّد مىبمانم خواستم تا از حال موفّق گويم او را بس ناقبول مىديدم و معنى آيت با او تقرير نمىتوانستم
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 9 ، آيهء 111 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 389 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر