تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
اين مردان باشد هر كسى از ايشان به اندازهء خود گرمى تذكير آرند ، دلم مىگفت كه روح مرا در كار نيك و بد اللّه مىآرد و در همه حال بفرمان او باشد باز بدل مىآمد كه اجماع همه كس است كه فرق است ميان نيك و بد آن را ثنا مىگويند و اين را ملامت مىكنند هرگاه روح چنان گردد كه هيچ كار بىاللّه نكند دليل است كه هيچ كار او بد نيست اكنون گريستن بر فراق اللّه و غايب شدن روح از اللّه كه من دست‌آويزى بيش از اين ندارم واجب است ، در وقت فترت و در وقتهايى كه پيغامبران نبوده‌اند و پيش از رسول ما پيش بت و غير آن بتضرّع و زارى كارهاى ايشان پيش مىرفته است و بنا بر آن كه نور نبوّتى نبوده و ايشان نيم معذور گونه بودند در آن وقت اللّه اجابت كرده است به حكم اخلاص ايشان و اكنون نيز به موضعى كه نام پيغامبران عليهم السّلام نرسيده باشد هم ممكن باشد كه دعاى ايشان مستجاب بود گويى كالبدها و كوه‌ها و زمين‌ها و آسمانها و ابرها و بارانها و آبها و بادها و ميوه‌ها و كالبدهاى حيوانات همه چون زنجير در يكديگر اندر افكنده و روحها از وراى اين موجودات در عالم ديگر فروآمده و اللّه از وراى اين موجودات گويى در اين موجودات مىدمدى و از حقايق روح و شادى و غم و اندوه و تضرّع و قهر مىرساند چنانك كسى در شاخى و صورى مىدهد تا آن روح با كسى مىرساند پس هر خيال صورت نغزى و هر سماعى و غير آن از خيالات همه در ميان موجودات است كه بحقايق مىرساند پس گويى اين همه موجودات مسلسل لبّيك آمدى از اللّه كه مر بندگان را مىگويد لبيك عبدى و گويى اين موجودات مسلسل سخن اللّه است كه با حقايق مىگويد پس همه روز اللّه سخن مىگويد با حقايق و دست تربيت بر سر ايشان فرومىآرد الّا آنك اوليا آگاهند از اين سخنان و تربيت و عوام غافل و نمىشنوند و در گوش نمىآرند پس گويى كه اين موجودات مسلسل كه چون پرده‌هاست نرم گشته مر انبيا را و پست گشته در زير اقدام حقايق ايشان تا همه چيزها را به عين بديدند و اين پرده‌ها دريده گشت پيش چشم ايشان تا بهشت و دوزخ و غير آن همه را بديدند ( و اللّه اعلم ) .