تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
مثلا صورت قضا از بهر معنى و دانش احكام قضاست و رفع حوائج خلق و منزلت عالم از بهر دانش احكام شرع است پس معلوم شد كه سعى در معنى بايد كردن كه چون معنى كامل آمد هرچند صورت را برانى تا برود زود نزد تو آيد ( و اللّه اعلم ) .

فصل 234

هر كسى بر فراق مونس خود مىگريد و به حقيقت مؤمن را مونس و غمگسار اللّه است كه روح او را تصرّف مىكند و مشغول مىدارد بهر تصوير خويش و بهر صنع خود و گاهى به رحمت خود و گاهى بقهر خود و گاهى او را باخبر دارد و گاهى بىخبر دارد و گاهى به بچهء خوش‌رويش مشغول مىگرداند و گاهى بزن و گاهى بعلمى بعلمى پس چون اللّه و صنع وى مشغولى و مونس روح آمد پس آدمى و مؤمن را ترسان بايد بودن كه بفراق اللّه مبتلا نشود و ترسان بايد بود كه بميرد و بىخبر شود در حضرت اللّه ، اكنون مؤمن را بايد كه از دو حال خالى نباشد اگر وقتى كه روح او را از حضرت اللّه خوشى و راحتى باشد بسور ديگران نرود بسورى كه او را از اللّه حاصل شده باشد مشغول باشد و اگر روح را تنگى و غمى و گرفتگى باشد از حضرت اللّه به تعزيت ديگران مشغول نباشد بر تعزيهء خود نوحه‌گر باشد كه مرا چنين فراقى پيش آمد از اللّه و مىزارد تا او را بازدهد چنانك بچه مىزارد و مىنالد تا مادرش به نزد وى بازآيد اكنون آوازهاى سازها و نوازها « 1 » استماع مىكن تا ترا غيرت آيد در خوشى كه از حضرت اللّه يافتهء و همچنان نوحها را و آواز دردمندان استماع مىكن تا در فراق اللّه نيز همچنان كنى نوح را عليه السّلام از بهر آن نوح گفتندى كه هماره نوحه كردى بر شوق اللّه و خائف از فراق اللّه بودى پس تو نيز نظر روح خود را بر خيالات و تصوّراتى « 2 » كه ترا از اللّه مشغول مىدارد مينداز و پرفن و خوش‌دل مباش به ياد اللّه و صنع اللّه پرفن و خوش‌دل مىباش و ترسان مىباش و خوش‌دل نمىباش و نوحه مىكن كه نبايد كه ترا در حجاب دارد و يا خود تنها نوحه مىكن كه آدمى را بر خود نوحه مىبايد كردن ، در روح تأمّل مىكردم روح را باللّه تعلّقى يافتم و بسبب تذكّر و تفكّر روح
هامش
( 1 ) - ن : نوازشها . ( 2 ) - ن : تصويرات .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 367 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر