تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
اللّه كه ايشان مزاج خود را موافق قرآن برآورده بودند آدمى هر چگونه كه دل در چيزى بندد و روش آن بگيرد روح او همچنان گردد از آنكه روح آدمى همان خطرتهاست چون آن خطرتها بر سختى و گرمى و زوال و انتقال از اين دنيا و ترك تنعّم و گليم پوشيدن و راه باديه كوفتن نهاد و روش قرآن گرفت پس روح آدمى همچنان سختىكش شد و معصوم ماند از بسيارى رنجها و بازرهيد از طبيبان پس قرآن مىبايد خواندن و روح را با آن راست مىبايد كردن از انك چون روح قران شد به حكم اعتياد هيچ آفتى بوى راه نيابد چنانك به قرآن عيب راه نيابد و از بهر اين معنى است كه رسول عليه السّلام فرمود كه اهل القرآن اهل اللّه و خاصّته پس در ميل روح و منظور فيه وى نظر كن كه اللّه مر روح را حركاتى كه مىدهد از منظور فيه روح مىدهد مثلا چون منظور فيه جمال مىباشد حركات كالبد بىخودى باشد و مستى باشد و چون منظور روح حرص و جهد دنيا باشد كالبد در تكاپوى باشد و بيش‌طلب باشد و چون منظور روح جاه و حشمت و بوش باشد كالبد پر از خشم و تبش باشد و چون منظور روح بهشت و دوزخ باشد كالبد در مستى و گريه و آرزو باشد و اگر منظور روح اللّه باشد كالبد متحيّر و متعطّل باشد پس اللّه اين چرخ كالبد را بهر شكلى مىگرداند بدانك روح را نظر مىدهد بهر منظورى بر مناسبت منظور فيه ، حال از صحّت و سقم كالبد و احوال وى نمىبايد انديشيدن و روح را بر مقصود مىيابد داشتن تا گزند زيادتى نباشد مر كالبد را كه هرك از رزق انديشيد در معيشت تنگ بود و هركه احوال تن انديشيد پيوسته تنش در علّت بود و بچگان خرد را چون اين هر دو انديشه نيست تن ايشان در نشو و نماست و روستايى كوهى را چون انديشه‌ها كم باشد تنش را صحّت بيش باشد و خود را چنان به مهمّى مشغول گرداند كه هرگز اين دو انديشه پيش دل نه‌آيد ، اللّه الهام داد كه معنى و علم و حكمت زيادت كن نه آن صورتها را به خود كش از آنك هرگاه كه معنى كامل شود و بىتكلّف شود خود چه كند كه صورت آن كار نزد تو نيايد و ضرورت مر جمع صورتها تو شوى از آنك صورتها از بهر معنيهاست
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 366 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر