روح مايهايست بىرنگ هموار كس نداند كه از وى شرى آيد يا خيرى ساده و آراميده آنگاه حالتهاى روح معلوم شود كه از حوادث در وى چيزى افتد از سخنى يا كارى يا امرى يا نهيى همچنانك آبى بىرنگ ساده باشد چنانك در چشم نهآيد ناگاه بخارى و گردى از وى در هوا شود ، اگر گويند پيغامبر عليه السّلام چون معصوم بود از كارهاى بد چگونه مختار بود در كارهاى نيك جواب تو در كارهاى خويش چگونه مختارى و هيچ شيوهء ديگر نتوانى كرد جز همين شيوه كه هستى مثلا چنانك از بعضى كارهاى نيك معصومى كه از تو آن كار نيك نمىآيد و در اين كار بد مختارى رسول عليه السّلام نيز همچنان در رگ كار خويش مختار بود كه از او كار ديگر نيامدى جز آن كار پس رگرگ آمد كارهاى مختارى اللّه
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
« 1 » ما را بران رگ اختيار نيكوكارى دار ( و اللّه اعلم ) .
فصل 231
ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ
« 2 » آسمان را از اين چه هست بهتر تصور نتوان كردن هرچند بعقل براندازى تا چيزى زيادت كنى يا كم كنى خوب نهآيد و همه چيزها را همچنين ، اللّه گوشت و پوست و دل و جگر و جان و معنى و هوش و عقل و علم و انديشه و راحت و رنج و گرما و سرماى ما را همه بخواهد ستدن و همه مرجع ما بوى است چنگ در هرچه زنى اللّه چنگال ترا از آن جدا خواهد كردن ، نظرم مىافتاد بر روح خود كه اللّه صورت او را از حال به حال مىگردانيد چنان كه مرد مهندس رقم هندى را از روى تخته چگونه بسرعت پاك مىكند و نقش ديگر مىنويسد ، باز در عالم غيب نظر مىكردم كه همه حقايق را به يكديگر راه كرده است و همه را در هم گشاده ، باز در عالم محسوس نظر كردم در آسمان و عجايبى كه از وى ظاهر مىكند از شب و روز و نور و ظلمت و ستارگان و ماه و آفتاب همه به يكديگر اندر گشاده و زمين را به يكديگر گشاده از آب و خاك و گرما و سرما و تأثير آسمانى را بوى پيوسته و كالبدهاى حيوانات و آدمى به اثرهاى آسمانى از هوا و گرما و سرما
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 1 ، آيهء 6 .
( 2 ) سورهء 67 ، آيهء 3 .