تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
كه وى آن را طالب است يك كس به همه پاىها نرسد نظم :
هم پست خورى مها و هم ناى زنى * نيكو نبود دو دم به يك جاى زنى
اما پايهء كه پاىها همه در مقابل آن قاصر است آن پايهء عباد اللّه است تا سبب حيات ابد بود كه يلقى الرّوح من امره و هو الوحى الذى هو سبب الحياة الدائمة على من يشاء من عباده و عبد كسى آن بود كه او فداى او بود پس چون تو عبد دانشمندى فداى او باشى عبد اللّه نباشى . مذهب اباحت مزدك حكيم برون آورده است از بهر اين معنى است كه مغان خواهر و مادر را بخواهند ، مقرى اين آيت آغاز كرد كه
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
« 1 » گفتم خداوند خبر مىدهد كه كسى مزهء اين راه يابد و از قيامت كسى نشان يابد كه ترك راحت خود بگويد و هرچه دارد خرج كند نه آن كسى كه از اين راه چيزى طمع دارد و مالى جمع كند پس كسى كه بر اين وجه درآيد باشگونه درآمده باشد جناب روح بايد كه بر هيچ‌چيز تكيه نكند از آنچ هيچ چيزى برقرار نمىماند
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا
« 2 » مريم در آن حال با خود مىگفت كه اى خداوند مرا بشرى آفريدى من سوخته مىگردم الهام آمد كه قدر تو از آن رنج است و از آن تاب اندرون است ، گنج تو آن رنج است ، آفتاب گرچه روشن است چون تابش اندرون ندارد او را سعادت آن جهان نيست جمادات را و ناميات را چون تابش و رنج اندرون نيست ايشان را بدان جهان نه دوزخ و نه بهشت است چون ايشان ظاهرند كمال و نقصان ايشان بر ظاهرست چون ستاره را سعد مىدارد و فرمان‌بردارى ستاره از روى ظاهر است لاجرم كمال او ظاهر است و انعام در حق او ظاهر و چون حقيقتا ؟ ترا فرمان‌بردارى و بىفرمانى اندرونى است و تابش و رنج اندرونى و آسايش اندرونى و نهانى لاجرم موضع آسايش تو نهانى آمد و موضع رنج نهانى آمد از حواس
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 32 ، آيهء 16 . ( 2 ) سورهء 19 ، آيهء 28 .