تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦

فصل 214

اين آيت مىخواندم كه
إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ
« 1 » بدل اشكال مىآمد كه حافظان على اليمين و على الشّمال را نمىبينم جواب آمد كه حافظان هماره آنجا باشند كه محفوظ عليه است و آن روح تست الا آنك آثار روح به تو نمودند تا استدلال گيرى كه حافظان همان‌جاى باشند اين آيت مىخواندم كه
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً
« 2 » ايتاء كتاب چگونه باشد جواب آمد كه همچنانك روح ترا بتوانست كه يمين و شمال دهد از گوشت و پوست با آنك هيچ مناسب او نيست و كتاب در اين گوشت و پوست نهاد نيز تواند كه يمين و يسارى كند ترا از آنچه خواهد و چيزى را نامهء تو سازد ، اكنون روح خود را همچنان مىبايد انگاشت كه از اين خانهء كالبد رفته است و بدان جهان نشسته است و احوال آن جهان را بدين جهان مىگويد و در خانهء گل تر خود نظر مىكند كه خواه فرود آى و خواه نى و هركه دل از كالبد برداشت بجز صدق و صواب نگويد و دربند سالوس نباشد و در ضمير خود معتقدى ندارد كه در آن خللى باشد و آن جز دين محمّد نيست اگر هزار تقصير مىكنى از دين برمگرد و مىگوى مقصّرم و خوش‌دلم كه بر اين اعتقاد رستم از بهر آنك چيزى كه دل بر آن نهى از بهر آن باشد تا تو منفعت گيرى و يا با كسى ديگر بگويى و معتقد بد را با كس نتوانى گفتن و ترا از آن منفعتى نبود و عدّ نفسك من اصحاب القبور بدل آمد كه نسخ شرايع از اين روى آمد كه اهل ( هر ) شريعتى چون نيك و بد شدند اللّه پارهء از آن حكم بگردانيد هر جنس پاكيزه‌تر را و ساده‌تر را كه نو آمدند تا مشابهت نه‌افتد ميان اين نيكان و ميان آن بدان و اهل ( هر ) شريعتى كه بد معاملت شوند و اعتقاد ايشان برقرار بود چون جوىكنان باشند جوى مىكنند و تا آب آن شريعت را به نزد ديگران مىرانند چنانك دانشمندانند ، بدل مىآمد كه از هرك رنجيدى همان ساعت از وى به غربت شو يعنى از وى غافل شو اگر تن آسانى مىخواهى يك
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 82 ، آيهء 10 . ( 2 ) سورهء 4 ، آيهء 7 و 8 .