فصل 212
قال النّبىّ عليه السّلام اذا تحيّرتم في الامور فاستعينوا من اهل القبور منجّمى به تجربهء ستارگان چند بار مراد او بر آن روش برمىآيد و هرچند كه در كاهنيش خطا مىافتد او استاره را به خدايى مىگيرد و اعتقاد در ستارهپرستى مىبندد پس ترا اللّه چندين مرادها « 1 » برمىآرد بىرنج حساب و كتاب چگونه است كه تعظيم نمىكنى اللّه را و اعتقاد نمىكنى و الحاصل از منجّم رايض تعويذ دوستى و دشمناذگى مىستانند مردمان و مراد ايشان برمىآرد و اين منجّم مىگويد كه من خطى به عمدا مىكشم و همچنين مراد ايشان برمىآيد به اتفاقى و آن برآمدن مراد بنا بر آنست كه ( آن ) تعويذستانندگان اعتقادى دربستهاند در حق منجّم و منجّم رياضت يافته است پس اگر مؤمنى ( و ) موحّدى در امرى از امور دنيوى يا اخروى در حالت حيرت و اضطراب استعانت بقبور اخيار و ابرار برد و مراد و مقصودش برآيد چرا ترا عجب نمايد . حاصل مرتاضان و بتپرستان و آتشپرستان و ستارهپرستان و اهل كتاب و اباحتيان و پيرزنان و جادوان و پرىزدگان و فالگيران و مرتاضان اهل اسلام پايان اعتقاد همه باللّه بازمىگردد از آنك تضرّع و زارى را و خشوع را كسى مستحق نيست مگر اللّه الّا آنك هركسى صورتى نهادند مر اللّه را هركس آن صورت را مىپرستند و نام ناسزا نهادند و بىادبانه عبارات گفتند و انبيا به وصف سزا گفتند كه رحمن رحيم قهّار جبّار ليس كمثله شىء و هو السّميع البصير « 2 » « 3 » اوست كه هيچ خلل نيست در سميعيش و بصيريش اكنون هر شاگردى كه به نزديك تو آيد نخست الفاظش آموز موافق قرآن آنگاه رياضتش فرماى بگو همه كافران معتقدند مر اللّه را و ليكن بىادبى كردند در لفظ و عبارت قال عليه السّلام و هل يكبّ النّاس على مناخرهم في النّار الّا حصائد السنتهم آدمى را همه آفت از زبان آيد ، در دار دنيا با قدر و بىقدر به زبان شود نيك و بد او به زبان آشكارا شود مىگفتند كه منجّم مىخواهد كه تا اشكالات
هامش
( 1 ) - ن : مراديها .
( 2 ) - ن : العليم .
( 3 ) سورهء 42 ، آيهء 11 .