خندق بىپايان چيزها مىفرستند و بر تير عطايا نام رحمن و رحيمى به نزد تو مىاندازند و بر تير بىمرادى نام قهارى به نزد تو مىفرستند تا تو آن را بدانى پس همه عالم همواره بر روى اين خندق ايستادهاند و او عوارض مىاندازد از وراى اين خندق چون ساعتى بر لب اين خندق عدم بايستادم حالت خيرگى ديگر بر من مستولى شد ، استاد هندوى گاهوارهگر گفت كه كسى با تاج الدّوله گفت كه چنين مىگويند كه جهان قديم است او را گفتم كه تو چنين جواب گوى كه اگر تو مسلمانى قوّت مسلمانى جويى اين شبهها و شكالها در نهافكنى كه دل مسلمان مقلّد ضعيف شود اين كتاب ضلالت ديرست كه بوده است از آن وقت باز كه كتاب دين بوده است كتاب بىدينى بوده است
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ
« 1 » ابو جهل ابو الحكم اين حكمت بوده است لاجرم چنان زار كشته شد و چنين ننگ نامى او در اشياع او ماند اكنون به حمد اللّه تعالى هركه سر از اين گريبان برآورده است ذمّى اهل اسلام است كه بنام مسلمانى زندگانى مىكند ، زهرهاش نباشد كه گويد كه خالق نيست جهان را و جهان قديم است چنين گويد كه چنين مىگويند كه جهان قديم است نيارند گفتن كه به قرآن ايمان نمىآرم و محمّد رسول اللّه را بد نيارند گفتن صريحا و ليكن چنين سخنان كه خلاف قرآن است دراندازند تا خللى در اهل اسلام ظاهر كنند اكنون اى پادشاه اسلام يك نصيحت مىكنم بشنو نظر كن در جهان ( كه ) نام نيك كدام است و نام بد كدام است آن نام نيك گير و آن نيكى پيشه گير امير المؤمنين بهتر باشد يا امير الكافرين به باشد پادشاه اسلام به باشد يا پادشاه كفر هركدام بهست آن نام گير ، اكنون چون نام پادشاه اهل اسلام گرفتهء آخر اين نام ( را ) نيكوگوى به باشد پس فرزندان خود را همين نام گزين و ايشان را از منجّمان و طبيبان نگاهدار و منجّمان و طبيبان را به قدر ضرورت به خود راه ده به معالجهء و يا به فالى كه ترا چنان آيد و زيادتى چيزى از ايشان مشنو كه از اسلامت بگردانند و ترا بدنام كنند هر بزرگى كه ايشان را گرد آرد روش آنكس در دين كم بود ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 7 ، آيهء 172 .