تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
عشق بود نه‌آيد دست‌افزارى بايد تا منادىگر حالت هركس باشد ، اغانى را برون آوردند جهت سبب خوشى خلقان از آنك همه دربندند از درون تا از دردمندى برون آيند و آرزوى راحت برون مىبرند . بيت
صاحب‌نظرى كجاست تا بنمايم * صد گريهء زار زير يك خندهء خويش
اكنون خداوندى كه بتواند كه رنج را سبب خوشى دنيا گرداند بتواند كه رنجهاى دنيا را سبب آسايش آن جهان گرداند
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
« 2 » هركه سلامتى مىطلبد گو آخرت جو از آنك ( اين ) سلامتيها كه در جهان است از درياى آخرتست و هم در آن دريا بازمىرود چنانك آب از دريا مىآيد و هم در آنجا بازمىگردد ( و اللّه اعلم ) .

فصل 211

وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
« 3 » كسانى كه بد مىورزند ايشان را هم بد بود نه نيكو ، در عورات مردمان مىنگرى در عورات تو « 1 » بازنگرند پس درين ميان تو قوّاده باشى ، در زشتيها بر عورات خود مىگشايى ،
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً
« 4 » اى دوستان و اى عزيزان و اى اهل سعادت و اى معتقدان خدا را بسيار ياد كنيد نزد حركات و سكنات ، بر دكان وقت بيع ( يعنى ) چون كاله مىفروشى خداى را ياد كن تا دروغ نگويى و خيانت نكنى اى محتسب اذكروا اللّه دربند ريا و جاه و لقبها مباش اى دانشمند از براى دنيا و حطام دنيا دين مفروش و از روى دين دنيا مخواه حقايق باريكتر از موى چون صراط و برنده‌تر از شمشير چون پل صراط آمد چندين هزار دست و پاى و گوشت و پوست حيوانات بر درياى حقايق چون كف ايستاده‌اند و اين دريا رگ‌رگ است و بر هر رگى چند جزو گرد آمده است و نام آن اجزاى كالبد در هر لحظه اين رگ جوش مىزند خوشى و ناخوشى اين
هامش
( 2 ) قرآن كريم سورهء 10 آيهء 25 . ( 3 ) قرآن كريم سورهء 10 آيهء 27 . ( 1 ) - ن : در عورات تو خود . ( 4 ) سورهء 33 ، آيهء 41 .