اهل اسلام نيست كه از بهر اذى كيندار شوند و هر دوستى كه اذاى دوست خود از كسى ديگر بشنود و پيش كسى ديگر بازگويد آن دوست اذى كرده باشد مر دوست خود را نه آن موذى ، اذى حدث است هرچند بازكاوى رسوايى بيش بود ، مدار خوشى و ناخوشى رحلت كردن روح تست از منزل به منزل پس مدار خوشى و ناخوشى اعتقاد آمد كه اعتقاد ملازم بودن چيزيست و منزل كردن روح است بجاى معيّن پس بعد از انفصال روح از قالب دو حال بيش نيست يا خوش يا ناخوش پس روح را اگر معتقد نيكويى بوده باشد ملازم خوشى باشد پس در جنّت بود و اگر معتقد باطل بوده باشد ملازم بدى و ناخوشى ( باشد ) پس در دوزخ باشد و اعتقاد جز اين دو نبود پس منزل جز از اين دو نبود ( و اللّه اعلم ) .
فصل 210
نام نيكى در جهان از انبيا عليهم السّلام مانده است دليل آن مىكند كه ايشان نيك عاقل بودهاند و از ما عاقلتر بودهاند اگر دنيا به چيزى بيرزيدى چو ايشان عاقلتر بودهاند از ما ، برگزيدندى دنيا را چون بماندند مر دنيا را معلوم شد كه چيزى نمىارزد
وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً
« 2 » همه مزه آفرين اللّه است ، مزه از پس رنج آفريده است و راحت سپس انتظار آفريده است و بنگر بدين ترتيب آفريد جهان را جهان آفريدن بر اين ترتيب موافق حكمت است و از بهر اين معنى راست كه دنيا كه سبب رنج است مقدّم داشتند بر آخرت ، بيان آنچ گفتيم كه آسايش و مزه در رنج و انتظار آفريده است آنست كه تا ترا آتش گرسنگى در تو شعله نزند لذّت نان نيابى ، تا رنج عطش بر تو راه نيابد تو مزهء آب صافى نيابى و تا گرمى شهوت مر ترا نرنجاند تو از مجامعت راحت نيابى و جمله نواهاى جهان كه خوش است از چنك و سرناى « 1 » ( و ناى ) و دف همه بنا بر سابقهء رنج است تا آدمى دربند مراد و هوايى نباشد و از نارسيدن بوصل مضطرب و بيچاره نشود بحالتى نرسد كه نالهء زار در اندرون از وى پديد آيد و چون از لب و دندان و نفس هركس آوازهاى زير و نالههاى زار كه مناسب
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 7 ، آيهء 143 .
( 1 ) - اصل : و صرناى .