است و بعضى را پيش خويش حال و روزى مىدهد هرك را آش حال نزديكتر مىدهد به خود ، ادب آنكس نزديكتر است و بلندتر است و آنكس باادبترست چون كار پيش مخدوم مىكند چنانك هماره مادر بچهء خود را پيش چشم خويش دارد اكنون اگر بهترت مىبايد كار به حضرت اللّه نزديكتر مىكن و بايد كه پنجشنبه و آدينه به مسجد نشينى از بهر خدمت اللّه اگر كسى فتوى آرد بگوى اين دو روز از مرگ انديشيدنراست و از آن جهان انديشيدنراست نه معاملت اين جهان را هرك را مىبايد تا از مرگ و از آن جهان انديشد و ياد كند اين دو روز با من يار باشد و اگر كسى خلق افعال پرسد جواب گويى كه من اللّه را خالق اشياء مىگويم و همان مىخواه كه اللّه مىخواست كه
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
« 1 »
خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ
« 2 » و من خلقى اضافت مىكنم باللّه كه جبر لازم نهآيد و نسبت قبحى باللّه لازم نيايد و هرچه امثال اين بگويند جواب اينست اندر اين نود و نه نام آغاز كردم جواب همه اشكالات همه از وى بيرون مىآيد چو اللّه اوست كرا جويم ( چون ) رحمن اوست رحمت از كه طلبم چون ملك اوست تجمّل كرا نظاره كنم چون مؤمن اوست تصديق روح خود از كه طلبم هرچه اللّه تصديق كرد روح را روح منصور شد و هرچه او تكذيب كرد مخذول شد اكنون اى روح من چنان گوى كه اللّه ترا تصديق كند كه تصديق كسى ديگر ترا سود ندارد مهيمن اوست گواهى او بس است در نيك و بد ، گواهى كس ديگر ترا به كار نمىآيد اكنون اى روح نيكزى كه اللّه است گواه تو عزيز دشواريابست به خدمت او آى چه از آنك اللّه هر كسى را دوردور حواله مىكند و مشغول مىكند نادر باشد كه كسى خدمت او را خاص باشد ، اى روح به حضرت اللّه آى و بنشين و نظاره مىكن اللّه را كه بچه طريق گسيل مىكند خلقان را از حضرت خود و بجاى ديگر مشغول مىكند ، جبّار اى روح تأمّل مىكن كه بجبر روحها را از خير بشرّ مىفرستد و از شرّ بخير مىآرد و در روح خود نظر مىكن كه بجبر چگونه در پردهها درمىآرد تا راه او نبيند و چگونه بجبر بسبب رنجها بدرگاه باز
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 6 ، آيهء 102 .
( 2 ) سورهء 37 ، آيهء 96 .