تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
بار مىبر و فايده مدان ترا با جو خود كار باشد وقتى كه فايده و مهاردانى آدمى باشى همه بادهاى سرد و گرم كه در جهانست هيچ كسى سرّ فايده آن نداند مگر اللّه تا در آن باد چه چيزها را پرورش است و چه چيزها [ را ] ناسازوارست نيز اين اختيارات و حالات آدميان چون گردبادهاست و موجهاست تا كدام چيزها را سود دارد و كدام چيزها را زيان دارد در هيچ چيز نيست كه ضرّ نيست ببعضى و نفع نبست ببعضى از انك در هيچ نيست كه ضارّ و نافع نيست پس جملهء اسماء حسنى نافعست بعضى را و ضارّست بعضى را كثيفى با كثافت بيافريد از بهر قهر را نامش مالك كه سخت‌گير باشد لطيف به الطافت بيافريد از بهر خلعت را نامش رضوان و ريحان كه اگر جلاد درشت مر زشتان را نبودى زينت اهل لطافت برقرار نبودى . آن رعد ترش روى با هيبت را كه مىغرّد و آتش از دهانش مىجهد موكّلان دوزخ سخن مىگويند آتش از دهانشان مىجهد همچنانك آتش خشم تو در جوش آيد لقمهء طلبد تا بيارامد چون آن كس را بزنى و يا بكشى بيارامى نيز آتش جهنّم لقمه‌جويست .
تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ
« 1 » چو لقمهاى وى را بوى رسانند او را گويند بمراد رسيدى .
هَلِ امْتَلَأْتِ
« 2 » او شكر گويد .
هَلْ مِنْ مَزِيدٍ .
« 3 » چندان انعام كردى كه هيچ باقى نيست زشت را بدست درشت دهند خار را با شتر دهند اكنون علف دوزخ چه چيزهاست كدامها را بدست دوزخ دهند دروغ را و دزدى را و خيانت و كژروى و غمز كردن و سخت‌دلى و بىادبى و بىنمازى ورزيدن چو سخت‌دل باشى وقت قدرت ترا بدست سخت بازدهند كه . الحديد بالحديد يفلح امّا به چوب تروتازهء مشقوق نشود باز راستى و امانت و شجاعت در راه خداوند خود و سخاوت و رحمت و شفقت را به بهشت لطيف رسانند زمين دهانهاى لحد باز كرده است لقمهء آدمى را مىخايد امّا در وى راههاى مختلف است چنانك دهان يكيست و لكن راهها در وى سه‌گونه است يكى مرى دوم و دجان سوم حلقوم آب را راهى و دم را
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 67 ، آيهء 8 . ( 2 ) سورهء 50 ، آيهء 30 . ( 3 ) سورهء 50 ، آيهء 30 .