تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
هر دو پير شديم رسول عليه السّلام دعا كرد هر دو جوان شدند يوسف صلوات اللّه عليه دعا كرد زليخا را جوان گردانيد و بينا ، نيز كودكى نزد رسول آمد دعا كرد بينايى بوى بازداد ، قوم لوط مواشى لوط را به كوه سنگ ناك بىنبات اندر راندند دعا كرد اللّه آن را كلوخ گردانيد و پرنبات قومش چهارپايان خود را در آنجا راندند آن چهارپايان ايشان چو آن را مىخوردند هلاك مىشدند ، نيز رسول عليه السّلام موضعى را كه كوه بود دعا گفت كلوخ بانبات شد ، لوط عليه السّلام مشتى سنگ بسوى قوم انداخت در آن وقت مهمانان همه كور شدند پيوسته قوم لوط تفك انداختندى نيز رسول عليه السّلام در غزو تبوك مشتى سنگ بينداخت چندين هزار كافر هلاك شدند ، يوسف عليه السّلام چنان سخن خوش گفتى كه هيچ كسى نبودى كه سخن وى شنيدى كه مسلمان نشدى . نيز رسول عليه السّلام هفتاد كس را از حبشه به سخن خوش باسلام آورد چراغ به حجرهء على بمرد رسول عليه السّلام بخنديد از تبسّم او تا سحر حجرهء او روشن بود ، رنج تو از آنست كه ملازم صورت دشمن باشى كس با صورت دوست چندين ملازمت ندارد كه تو با صورت دشمن ، آنجا كه دوستست چندين با وى نباشى اين چه عشق است كه ترا با دشمن افتاده است چندانى بدوست مشغول شو كه ترا ياد دشمن نه‌آيد . بمجرّد معصيت كفر نباشد و اين شكال مدفوعست كه اگر ايمان داشتى بترسيدى و معصيت نكردى جواب چنانك طبيب گويد بوقت بيمارى با زن صحبت مكن تو نشكيبى و دانى كه زيان مىدارد ولى صحبت كنى بسبب غلبهء شهوت طبيب ترا دشمن نگيرد و آن صحبت زحمت و رنج به تو رساند امّا اگر سخن طبيب را سرسرى داشته باشى و استوار نداشته باشى او ترا دشمن گيرد و در معالجهء تو نكوشد دشمنى اللّه لايق وى باشد و نظير ديگر يكى از خاريدن نشكيبد و هرچند كه مىداند كه كش شود و زيان دارد و مستسقى مىداند كه آب زيان مىدارد و ليكن مىخورد نيز عاصى اگر چه مىداند كه معصيت سبب عقوبت آخرتست و مىترسد اين دانستن از وى ايمان باشد و بسبب غلبهء شهوت مىخورد هرچه در وى ايمان بود و ترس ، اين ترس ايمان نباشد .
ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ
( و اللّه اعلم ) .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 277 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر