جملة صفات اللّه نحو الرّحمة و العبادة و الامر و النّهي . از اللّه مىخواه تا جمله تكاليف از نو وضع كند و مىگوى اى اللّه چو در هيچ چيز قدرت و طاقت ندادهء هيچ تكليفى بر من منه اى اللّه همه كارها كه مىكنم از بهر ضرورتى ترس عقوبت تو مىكنم اگر خلافى وفقه مىورزم از بهر ضرورتى يك لب نان تا بدان ناظر تو باشم كه از نظر به تو نمىشكيبم و از ضرورتى نفقهء زن و فرزند كه اگر ضايعشان مانم نبايد كه مرا عقوبت كنى و قدرت و طاقت دادهء همه تكاليف از من وضع كن حاصل روح خود را و نظر خود را چون مرغى يافتم كه او را بوقت خواب دست و پاىها مىبست و كنجى مىانداخت و بوقت رنج و درد در قفس تنگ مىكرد باز چون اطلاقش كردى و چشم وى بگشادى همه اجزاى كالبد وى را و اجزاى جهان را همچون باغ و بوستان كردى و خلد برين و وى چون بلبل بر آنها مىسراييدى و وقتى اللّه اينها را ديوارها مىافكندى و اين همه باغها را چون ويرانه مىكردى و همچون درختان انجير زير خاك پنهان مىكردى و اين نظر و ادراك چون جغد گرد ويرانه مىگشتى سرگشته .
فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ .
« 1 » ساعتى در خود چون بىقرارى تمام ديدم گفتم آخر قرارگاه ادراكم كجا باشد و قلق نظرم كجا رود و قرارگاه آن يافتم كه من اللّهى شوم كه همه چيزها بمراد و فرمان من باشد از افنا و از وجود و از قبض و از بسط و غيره من صفات الكمال ( و اللّه اعلم ) .
فصل 175
من سررشته گم كرده بودم همين يافتم خود را كه عاجزم هر بندى و هر شكالى و هر تردّدى كه پيش مىآيد مىگويم اى اللّه من عاجزم تو دانى تو كنى هرچه كنى . تا اعوذ آغاز كردم يعنى هر انديشهء چو شيطانست از خود محو كنم باللّه چون در معنى من فرياد مىكنم باللّه نظر كردم كه من كدامم تا اسناد فرياد بوى كنم من هاى بسيار ديدم بر تفاوت كه يكى به يكى نمىماند كه در كالبد من هست مىكند يكى بىخبرى و يكى باخبرى و يكى تردّد و يكى گشاد ، من نمىدانم كه ازين منها من كدامم اى اللّه يكى منم را معيّن كن تا اسناد فرياد بوى كنم به تو ، اين بدان باز
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 68 ، آيهء 20 ، 21 .