بن يامين را به سرقه بگرفت از آنك هرچند باسم خوشى بخواستى ندادندى مؤمن را هرچند به خوشى مال و فرزندان خواهند او ندهد باسم قطع طريق از وى بستانند امّا چون به منزل رسى اشتر و بار خود آنجا يا بى لاجرم آنهمه را گرد مىكنند
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
« 4 » ازين قبيل بود
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ
« 5 » اين همه چيزها آب و خاك و هوا گردد و ليكن ما تضمين كنيم كه يا وى را و يا مثل وى را بازده نبينى « 1 » كه ستارگان و آسمان را بگوييم .
و هوا و خاك را گوييم كه از حيوانات و فواكه و اموال چه چيزها بردهايد باز دهيد خربزه و خيار بادرنگ و همه رنگها باز داد يا رب كه اين كار « 2 » اين چيزها را مىببرد كجا نگاه مىدارد و در كدام خزينه مىنهند و باز از كجا بيرون مىآرد شش جهت عبارت از عدم هر جهتى باشد نسبت به جهت ديگرى و يكجهت سويى از سويها بود كه منهدم بود به سويهاى .
ديگرى پس محال بود اين عبارت بر اللّه ( و اللّه اعلم ) .
فصل 173
در هر حال كه باشى هم از آن حال اللّه را ياد كن مثلا در طلب مزه و شهواتى بذكر اللّه در اللّه نظر مىكن كه چه خوشيها مىتوان نهادن در شهوت و مهربانى بىنهايت و اگر در حال قبض باشى باللّه نظر كن كه مىشكنى كوهها و ديوارها را و چون بشكنى اى اللّه ازين ديوار قبض مرا تا چها بيرون آرى از زندگيها ، نظر كردم ، هيچ زندگى از شهوت و مزهء عشق قوىتر نيافتم ، خوف جلال و خوف عبوديّت و تعظيم اللّه همه از بهر مزه شهوت رسانيدن اللّه است و شيرينى فرزندان هم از حساب مودّت و شهوتست و جلّاب و پيرايها همه تبع شهوات و عشقست اكنون هيچ اثرى اللّه را قوىتر از عشق نه آمد و عجبتر از وى و زندگى قوىتر از وى نى پس اللّه را از بهر اين ياد مىكن . موسيقى و ترانه اللّه بيرون آوردنست « 3 » از آنك او بنا بر طبع آدميست و موزونى .
هامش
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 2 ، آيهء 57 .
( 5 ) سورهء 3 ، آيهء 169 .
( 1 ) - ظ : باز داده بينى .
( 2 ) - ظ : با رب ، انگار كه .
( 3 ) - ظ : آورده است .