تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

فصل 169

إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ
« 1 » همه سود و آرزوهاى تو چون باديست بر پشت باد سواره شوى ندانى كه بيندازدت و برود و دين هركسى آنست كه همه رنجهاى وى بوى خوش شود هر كرا دل او منزل اين جهانى باشد بىقرار و سرگردان باشد از انك اين جهان سرگردانست گاهى چرخ زير گاهى زبر چنانك كسى در كشتى راه كند گاهى از اوج و گاهى در موج و گاهى در گرداب و هرك را دل در آن جهان باشد دلش با قرار باشد كه دار القرارست و در دين اسلام است همچنانك كسى در خشكى منزل دارد از موج و گرداب امان دارد تو كيش قربان تيردان و كمان‌دان دارى نه كيش و ملّت قربان و تقرّب بحضرة اللّه دارى اگر تو مىگويى كيشى دارم امّا دو گواه دارى كه دروغ مىگويى : يكى حالت شادى كه چون شادى بيابى از كيش فراموش كنى معلوم شد كه مقصود تو از كيش شادى بوده است نه كيش و گواهى ديگر رنجست چون رنج پيش آمد از ملّت فراموش كردى معلوم شد كه مقصود تو از ملّت بىرنجى بوده است چو فايده حاصل نشد ترك وى گفتى پس مذهب تو همان آمد كه بيت
ما مذهب چشم شوخ مستش داريم * كيش سر زلف بت پرستش داريم
آيت خواند
قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ
« 2 » يعنى در خدايى او نظر كنى بهر وجهى كه باشى زندگيت دهد تا اللّه قوّتهاى عارضى و عرضى شما را بديد نكند اين شهرها و ايوانها و منارها برپاى نتوانيد كردن تا اللّه را قوّة نباشد اين جبال راسيات و اين آسمان را در هوا چگونه نگاه دارد
وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ
« 3 » چون حاصل جهان چيزى نمىبينى در تو جنبشى پديد نمىآيد در چيزى چون عجبى و آرايشى ديدى در تو جنبشى پديد آمد و زنده شدى و چون آن رفت باز مردى و
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 6 ، آيهء 159 . ( 2 ) سورهء 17 ، آيهء 110 . ( 3 ) سورهء 51 ، آيهء 47 .