تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
من عاشق تصرّف و فعلهاى توم شاهدم در جهان جز فعلهاى تو نيست از آنك ديدن فعلهاى تو از وجهى ديدن تست لاجرم افعال تو مونس و معشوقهء من آمد تاج زيد مىگفت چو عاقبت هيچ نخواهد بودن اين چيزهاى خود را در ره يارى بازم كه دمى مونس من بود . زبان همچون خاشاكست بر چشمهء دل و سرپوش ويست هرچند مىجنبانى به گفتن گويى خاشاك و غريژنگ از چشمه پاك مىكنى آب روشن‌تر از دل برون مىآيد جهان قبّهء بادينست اگرچه نمايد و ليكن زود فروگشاده شود از بهر بازى
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ
« 1 » چون بادى بدين استوارى باشد تا راستى و جدّ را چه پايدارى باشد . خواجه محمّد سر رزى گفت مر تاج زيد را كه من از بهر آن دانستم كه فلانى را نان و عسل آرند تا او بيارامد كه من بيست سال در خود آرزوانه بكشتم تا در من آرزوانه نماند تا هركه بيايد نزد من از آرزوانهء وى در من پديد آيد تا بدانم كه آن آرزوانه را او آورده است و اين محمّد سررزى هرگز نماز آدينه نكردى گفتى شما نخست مسلمان باشيد تا من در مسجد شما آيم و مسلمانى سهل چيزى نيست ( و اللّه اعلم ) .

فصل 167

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ
« 2 » اكنون كلمهء خبيثه آنست كه پوستها از آن پروحشت باشد و كلمهء طيّبه آنست كه دلها ازو خوش باشد و اى اصحاب شما بر يكديگر برترى و فروترى مىجوييد از آنك اگر چه همه پيشه‌ايد و ليكن غرض از آن پيشه هركسى را كوى ديگرست . لاجرم مخالف يكديگر باشيد و يا غرضتان لقمهء اين جهانيست كه درو تنگى بود لاجرم چون سگ به يكديگر مىآويزيد موافقت در راه دين باشد هر چندان تعظيم اللّه مىكنى او را خوش‌تر مىآيد و اين تعظيم اللّه تخم خوشى آن جهانيست لاجرم در نزل او نيز مضايقت نرود ، اما لقمهء اين جهان و جاه‌جويى چون تخم جهنّم است لاجرم نزلشان چون شجرهء زقّوم است
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 47 ، آيهء 36 . ( 2 ) سورهء 14 ، آيهء 24 .