دارد به خوشى و بىترس باشد و زندگى حيوان به اميد و طبع و يا از سهم و ترس باشد و اگر اين هر دو نباشد پژمرده و يا مرده باشد پس مؤمن زنده آمد و فاسق مرده آمد
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ
« 1 » پس اگر كسى خواهد تا زنده باشد به نزد كسانى باشد كه آن كار او را و پيشنهاد او را معتقد باشند و آن را مىستايند و به خوبترين وجهى ياد مىكنند و فوائد و عواقب آن بديد مىكنند تا آن جمال آرزوانه نيكوتر نمايد از انك به ياد ثنا و ستايش و مشّاطگى بيان آن جمال پيشنهاد متضاعف مىشود و به ترك بيان و ثنا جمال مراد كم مىشود و آن سبزه و باغ آرزوانه پر گرد و خاشاك شود نظر بخضر و آب روان زيادتى نور بصر و بصيرت باشد از بهر اين معنيست كه هر جنس بجنس خود ميل مىكند كه پيشنهاد همه يكى باشد و بسبب اجتماع آن جمال متزايد شود و زندگى ايشان بيشتر شود اگرچه جمال بكمال [ چون ] چند روز چشم را نشويد و بينى را پاك نكند از خلم و خلّه هر روز ريش ناك شوند و دهن گنده شود و آب رخسار برود همچنانك آن مزرع را و خيار زار را خو نكند و خاكهاى با قوّت با آن يار نكند آن نيكو بر نيايد و نيز در كم و كاست افتد اگر دست از وى بدارى ، نيز اگر بيان و ثناء كار دين نباشد و مصاحبت با ياران دين نباشد جمال دين را طراوتى نماند و ترا زندگى نماند و ترا ارزندگى نماند ، گفتم اى اللّه همه خلقان ترا مشاهده مىكردند به قدر آن آثار كه بديشان مىرسيد از ضرّ و نفع از خود مىخواستند تا با تو سخن گويند يكى دهر نام مىكرد يكى طبع نام مىكرد و يكى نجم [ نام ] مىكرد و يكى عدم و يكى موجب و يكى نه عدم و نه موجود چنانك تاج زيد مىگفت خدا نمىيارم گفتن مىترسم كه آن حالتم برود چنانك كسى بر يكى تسبيح خو كرده باشد نيارد تسبيح ديگر گفتن كه نبايد مشوّش شود و آب مزه برود چون خو كرد بران ذكر گفتم اين از آنست كه كار شما چون شكل پشه باشد اكنون هركس از خود نامى مىنهاد مر اللّه را اسما فرستاد بر زبان انبيا عليهم السّلام [ كه ] مرا بدين نامها خوانيد ( و اللّه اعلم ) .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء 6 ، آيهء 122 .