و هر چيزى بمواضع وى نهادن گير تا قربت
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
« 1 » بيابى و نيز ازين آيت آن فهم مىآيد كه ديگران را چون به آسايش و صحّت تن مىبينيد دلشكسته مىباشيد كه ما [ را ] در كار خير توفيقى نى از هر دو جهان ويرانيى مىبينم نى نى با اين شكستگى صبر كن و هر روزى نزديكتر مىشو اگرچه نغز نشوى بدين قدر كه از آخرت مىترسى و ديگرى نترسد اين شكستگى و ترش خود را نعمتى كاملى دان و اين نماز شكسته بسته به يارى و ديگرى نهآرد آن را دولت كامله دان و تو دروغ نگويى و ديگرى گويد تو اين را عزّى دان اگرچه صبر درشتست و ليكن ازين درشتى نرمى پديد آرند چون حرير از درشت نرم مىبافند ، بما صبروا يعنى جزا و عطا به صبرست از چوب درشت و پوست غوزه پنبهء نرم آرند و از درخت جوز غليظ و پوست جوز و مغز ستبر روغن چون چراغ ظاهر مىكنند نخست درشتى آنگاه نرمى دمادم وى باش تا صبر غليظ ترا بشكند و حرير آسايش دران عالم پديد آرند ، سؤال كرد كه
ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ
« 2 » گفتم خشيت از رب دگر باشد و ترس از چيزى ديگر ديگر ، تا اين ترس را نمانى بترس اللّه نرسى كافران را اين مقدّمه ترس پيش آمد به ترسيدن ربّ نرسيدند ، اى مريدان اگرچه ظاهر شما از ضعيفى چون شاخ تر ترسانست بيخ اعتقاد بايد كه استوار باشد
خُذْها وَ لا تَخَفْ
« 3 » ظاهر موسى اگرچه ترسان بود امّا بيخ اعتقادش راسخ بود بر وعدهء اللّه ( و اللّه اعلم ) .
فصل 165
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
« 4 » اى نعم الموكول اليه الآخرة بازرگان بددل سودى نكند از آنچ بترسد دران افتد دلير بايد اگرچه ده باره بشكند عاقبت برخيزد دزد شيطان چو كاروانى را بددل بيند زودتر كاروان زند اينچنين ترس ترسان كه
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 54 ، آيهء 55 .
( 2 ) سورهء 98 ، آيهء 8 .
( 3 ) سورهء 20 ، آيهء 21 .
( 4 ) سورهء 3 ، آيهء 173 .