نشد ، عطارد را مستوفى گرفتم كدام مستوفى بود كه منحوس بكنجى بازنماند ، آسمان را خود خريطهء مار و كژدم گرفتم چه تدبير خواهد آمدن ازيشان
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » يعنى هرچه نه سبيل اللّه گيريد همه در ظلمات رويد و راه بازنيابيد باللّه آييد تا راه بازيابيد و به قرآن و فرمان اللّه آييد تا راه بازيابيد كه راه بنور توان يافتن نور عبارت از همه راحتهاست گويند در ان كار خود را روشنايى مىيابى يعنى راحتى مىيابى
هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
« 2 » جوهر اعمال چنان پيش فرست [ كه ] چون بيازمايى باطل برون نهآيد بيازمودن جزا يافتن باشد ، بدى پيش فرستادى نيكيها سپس آن بفرست تا هر دو به جنگ شوند چنانك تيرها در جهان آفريدهء اوست و ليكن سپرها و جوشنها هم آفريدهء اوست چون سيئات چو تير پران شود حسنات چو سپر در پيش آيد
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ
« 3 » مىانديشيدم كه نان بسيار خورده بودم و مزهء عبادت و وعظ كردن نمىيافتم گفتم اى اللّه اگر نان مىخورم از ترس آن مىخورم كه نبايد سست شوم مزهء انديشه تو و مزهء عبادت تو و مزهء وعظ با بندگان تو نيابم و اگر مىنخورم اندازهء آن نمىدانم هم بىنور و بىذوق و بىحيات مىمانم اگر غم پيش مىآيد مىترسم كه بسبب اين غم محجوب مانم ، در آيت بيان آنست كه اگر پيشنهاد درستى داريد از شكسته شدن در ان راه باك مداريد و در ان راه شكسته شويد و اگر پيشنهاد درست نداريد دران راه شكسته مشويد كه دريغ باشد كه درست خود را خرج كنى در راهى نادرست ، مس را در راه زر خرج كنى تا زر شود نيكو باشد امّا زر را در راه مس خرج كنى تا مس شود افساد باشد ، درست وجود تو از همه پيشنهادها [ ى ] نادرست تو بهترست به مجاورت درست درست نيكوتر شود و به مجاورت نادرست درست تو تباه شود از دود برگذرى سياه شوى و از مشك برگذرى معطر
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 24 ، آيهء 35 .
( 2 ) سورهء 10 ، آيهء 30 .
( 3 ) سورهء 10 ، آيهء 59 .