تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
هرچ بلفظ اللّه ياد مىكردم دشوار مىآمد استحضار معنى وى اللّه الهام داد كه برين معنى مىگوى يا من العسير عليك يسير هر شكالى و شبهه‌يى كه در دين و در هر دردى و مشغوليى « 1 » ترا پيش آيد و دران مضيق بىمزه بمانى ذكر اللّه مىگوى بمعنى آنك يا من العسير عليك يسير يعنى اين جمله دشواريها از پيش من بردار و اين همه رنجها را از من دفع كن و صد هزار صور ديگر كه جز طبع اين عالم است مىتوانى اى اللّه پيش هواى چشم من و در عين اجزاى تن من پديد آوردن و چون دماغ خشك شود از ذكر بسيار همين اللّه گوى بمعنى آنك يا من العسير عليك يسير به شربت بهشت حالى مرا شفا ده و به آسيب لطف خود حالى مرا از سر تازه گردان ( و اللّه اعلم ) .

فصل 157

وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِيماناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِيماناً وَ هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ
« 2 » هرآينه هر نعمتى كه هست طايفه‌يى از آن بابهره‌اند و طايفه‌يى بىبهره ، شكر در دهان صحيح بامزه و شيرين و در دهان بيمار صفرايى سبب صفرا و سبب سوزش دل و جمال خوب در چشم بينا زيبا و در چشم نابينا معطّل و بوى خوش نزد اخشم چون بوى گلخن تخمها را مىگفتند اهل طبع كه موروثست و در انبارها نگاه مىدارند تا از آن خوشه و حبوب ديگر بيرون مىآيد از گندم و جو و غيره در اصلهاى آن خشكيى هست ، اكنون تخم آدميان را از آب گشاده كرد كه وى را در انبارها نتوانند نهادن تا اين پنج آب در كدام ميوه و هوا و آب بوده باشد تا نگويند كه انبارها پر بود از وى ، و از باد تخم مرغان آفريد تا در زمين تن مرغان مىاندازند و سنبلهء افراخ پديد مىآيد تا كسى نگويد كه دانها در خانه بود كه از آن دگر مىزايد آن باد شهوت مرغان در كدام انبار بود از خشك و تر باد تخمها هست كردند و انبار خانها جز خزاين قدرت نبود آن
هامش
( 1 ) - ظ : و هر دردى و مشغولى كه . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 9 ، آيهء 124 و 125 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 247 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر