آن معصيت كاهليست در ذكر اللّه و در طلب اللّه و چون نظر كنى ذكر اللّه و طلب اللّه يافتن و رسيدنست باللّه ( و اللّه اعلم ) .
فصل 148
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
« 2 » مهلتى بود در ترتيب تركيب آفرينش اين دو جفت و هفت اندام آن را و هفت اندام اين را چنانك آفرينش آدم و حوّا را مدّتى بايست آسمان بسان مرد سرگردان به دكانهاى كسب عالم غيب ساز و نواى زمين حاصل مىكند و بوى مىفرستد و زمين چون كدبانويان قرار گرفته است چون سردى نماندش حاصل كند و بفرستد ، و چون گرمى نماندش حاصل كند و بفرستد و چون سبزهء سبزى بهارش نماند بفرستد ، اى دو اصل هرگز هيچ فرزندى [ همچو فرزند ] آدم نياوردهايد بر كبوددل « 1 » و عقل چون آفتاب و ماه همچون درستهاى زر در آسمان يعنى زر در دست زن نبايد در كيسهء مرد بايد باز اگر آژنگ ابر بر پيشانى او پديد آيد بنور دل خويش آن آژنگ را دور كند
يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ
« 3 » اين دو آيهء ديگر از بهر پرورش فرزندان جهان ، كنيزك رومى روز فرزندان را در بازى مىدارد و كنيزك حبشى شب مىخواباندشان تو نظر در گرمى سر و خشكى دماغ و عيب تن و بيمارى خود منه تو نظر در آن آرزوانه و هواى خود دار كه ترا چه مىبايد از اللّه آن را مىطلب كه اللّه با تست در آن طلب و مىدان كه آن آرزوانه با تست چو اللّه با تست .
اللّه اكبر مىگفتم در نماز اللّه مرا الهام داد كه من از همه بزرگترم اجزاى موجودات و احوال ايشان و آسمان و زمين و كوهها و درياها همه بيد من قايمند و بقدرت من قايمند از آنك همه فعل من است گويى كه اللّه همه را به يك دست گرفته استى و پيش خود داشته امّا چون صورت محو مىشود آنگاه اللّه مىنمايد ، مىگفتم كه اى اللّه پيش رويم و پيش چشمم سبزه و آب روان بيرون آر تا من تفرّج كنم باز گفتم كه اى اللّه مرا تشنه گردان تا همه چيزها پيش آب نمايد و مرا طالب سبزه گردان تا همه خاشاك نزد من سبزه بود و
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 7 ، آيهء 54 .
( 1 ) - ن : بر كبود و دل .
( 3 ) سورهء 7 ، آيهء 54 .