فصل 145
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
« 4 » چو خريدار نيكويى منم نه خلقانند و من شكسته نكردهام كالهء كردار ترا چرا شكسته شدى چو خلقان خريدار كار نيكو نيستند چرا ازيشان خريدن و قبول كردن طمع داشتى تا هم انعام من طمع داشتى و هم انعام خلقان خلقان را با منعمى من برابر كردى و مرا با منعمى كافى نداشتى « 1 » اكنون اگر تو راستى و نيكويى از بهر آب روى و مراعات خلقان مىورزيدى لاجرم ريخته شد چون قبول نكردند و اگر از بهر اللّه مىكردى آن ضايع نشد پس تو چرا شكستهدل شدى و رنجور شدى چو خريدار منم ، اكنون مىفرمايد كه هر وهم نغزى و هر انديشهء خوبى كه پيش خاطرت مىآيد همه آفريدهء منند و پيش من به خدمت و طاعت و فرمانبردارى ايستادهاند و نظر مىكن كه اين صور چگونه فرمانبردار منند ، آستين خجلت بر وى نهاده از زواياى عدم بفرمانم زود بيرون مىآيند و به خدمت پاى مىكوبند و بندگى مىكنند و مىروند و هر عجبى كه ترا به خاطرت آيد از سادگى و لمعان نور و نور رخسارها همه را پيش تو هست مىكنم يعنى كه خداوند اينها منم ، اكنون درين مصوّرات نظر مىكن و در عشق من زارزار مىگرى كه همه چيزها زاران و نالان منند و در رخ عاشقان و در رخ معشوقان نظر مىكن و عين معانى را همچو اشخاص و قوالب مىدان از آنك قوالب بمعانى معتبر است و عشق را عاشق « 2 » من دان و در حقيقت وى نظر مىكن كه عشق چه خروشها و چه حالها دارد و همچنين در عين نيازها و بيچارگيها نظر مىكن تا پيچپيچهاى ايشان را مىبينى و بيچارگان را كه بدست ظالمانست نظر مىكن تا مدهوشى ايشان را مشاهده كنى اگر تو مىخواهى تا تعظيم اللّه و بزرگ داشت « 3 » اللّه بر تو مستولى شود درين مواضع كه اثر بزرگوارى اللّه دريشان پديد آمده است نظر كن كه فعل بمحلّ فعل و به كثرت محلّ فعل ظاهر شود و چون از اللّه ياد كنى ناظر اللّه باش بطريق هيبت و تعظيم نه آنك
هامش
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 9 ، آيهء 111 .
( 1 ) - ن : بمعنى كافى ندانستى .
( 2 ) - ن : معشوق .
( 3 ) - ص : بزرگوار داشت .