پاكيزه مىگرداند و اندوهها را از سينهها چگونه مىرويد و همه ناسزاها را از دل محبّان چگونه پاك مىكند و هر ساعتى دستهاى گل محبت ايشان را چگونه مىافشاند و گرد و غبار وحشت ازيشان چگونه دور مىكند و ماه و آفتاب و هوا را نيز تصفيه چگونه مىدهد از ابر و غبار گويى همه مزها و همه سعادتهاى ابدى و ديدن همه عجايبها در مشاهدهء اللّه است و آن مشاهده در ذكر اللّه است و در طلب آن است ( و اللّه اعلم ) .
فصل 144
يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ
« 2 » تو خود را بر حضرت اللّه همين بس كن كه تو دوستدار خاك كف پاى يكى از خدمتكاران انبيا عليهم السّلام باشى يعنى هرچند كه اجرا و جامگى و رعايت و محافظت پادشاه باهل ولايت مىرسد امّا راعى و رعيّت همه در حمايت وى مىباشند « 1 » و نظر وى به همه شامل باشد ، امّا بدانك هركس را محلّ هيبت و محبّت نگردانند و بزرگى و جلالت و قدر بر هركس عرضه نكنند و زينت و جمال خود را از بهر هركس نيارايند نيز اللّه اگرچه رزّاق همه كس است و ليكن هركس محلّ هيبت وى نباشد
ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُونَ
« 3 » آب را از غذا دادن گرفتهاند يعنى اركان كه سبب وجود تو بوده است جماد بودهاند و غافل بودهاند ازين معرفت و هيبت ما
وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 4 » ملوك جهان را تحت تصرّف گرفتم و حكيمشان را افلاطون داشتم تا چه شود سرگشته آن و رسوا اين ازيشان چه آيد
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ
« 5 » عاشقان را به ضعيفى و اندكى و رنجورى خودشان در دل نيايد و به بسيارى ملامتكنندگان و افسوس دارندگان ننگرند تا بدانى كه هماره كار معتقد است اگرچه معتقد اندك باشد و يا بيشتر باشد ، مردمان پروانه را مىگويند كه چه نادان است كه خود را مىسوزاند و مىبيند كه ده سوخته درين شمع افتاده است و او خود را همچنان درمىافكند و مىسوزد آخر اين
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 36 ، آيهء 1 و 2 .
( 1 ) - ص : مىباشد .
( 3 ) سورهء 36 ، آيهء 6 .
( 4 ) سورهء 33 ، آيهء 72 .
( 5 ) سورهء 36 ، آيهء 13 .