هر نفسى و حركتى كه از خود مىبينى كه جدا مىشود [ و برمىآيد مىدان كه از اللّه جدا مىشود « 1 » ] اگر چه از تو مىنمايد ، حاصل ترا دو حالست يكى حركت كه آن طلب تست اللّه را كه ترا بسوى طلب او مىفرستد و يكى سكون تست كه محبوس گشتهء از طلب اللّه تو در هر دو حال فرياد مىكن بر ياد اللّه يعنى اگر در طلبى فرياد مىكن كه طلب را زياده گردان و اگر در سكونى هم فرياد مىكن كه مرا طلب ده كه طلب را تو مىدهى ، اكنون علامت قرآن خواندن و معنى قرآن دانستن اينها بود پس هماره در ذكر اللّه و در طلب اللّه باش و غير را بمان تا ببينى كه طلب عين مطلوب است باز مىديدم كه اين پنج حس من طالبانند اللّه را و اللّه است كه ايشان را در طلب مىآرد و مىدواند بطلب خود و مىديدم كه اللّه طلب را همچون دامى نهاده است تا هر كه در وى افتاد صيد اللّه باشد ، پس طلب يافتن و رسيدن باللّه باشد من همه قرآن را تتبّع كردم حاصل معنى هر آيتى و هر قصّهء اين يافتم كه اى بنده از غير من ببر كه آنچه از غير يا بى از من به يا بى بىمنّت خلق و آنها خود كه از من يا بى از هيچكس نيابى و اى به من پيوسته پيوستهتر شو الصّلاة اتّصال باللّه و الزّكاة اتّصال باللّه و الصّوم اتّصال باللّه اين انواع اتّصالاتست ، از هر اتّصالى مزهء ، چنانك پهلوى معشوق نشينى مزهء ، سر در كنار او نهى مزهء ، خواه اوّل قرآن مطالعه كن خواه آخر قرآن اينست كه اى زمن شكسته با من پيوند كه ما ابين من الحىّ فهو ميّت ( و اللّه اعلم ) .
فصل 142
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ
« 2 » الآية . گفتم هر كس سعى مىكند و مىرود به طرفى هركه روى به آبادانى دارد بدانجاى كه آبادانيست مىرسد و هركه روى به ويرانى دارد همچنان ، يكى به آبادانى مىرود يكى به ويرانى ، بازگفتم كه حال سه است يكى تعظيم و اجلال كه هر جزو تو معظّم اللّه بود و مىدان كه اجزاى عالم كه
هامش
( 1 ) - ص : ندارد .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 37 ، آيهء 102 .