تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
گرما و سرما و تصويرها چون مىبينم كه اللّه پديد مىآرد مىگويم كه اى اللّه من اين ذراير غبار را چه خواهم كرد من ترا مىخواهم تا ببينم اين همه را از شش جهت مىرانم تا اللّه را ببينم و اگر اللّه پاره‌پاره خواب را بر من افكند همچنانستى كه چادرى بر من مىافكند و مرا در وى مىپيچاند و در بر خود مىگيرد من نيز در بر اللّه در چادر خوش مىخسبم و چون بيدار مىشوم خوش و آسوده چشمهاى ادراكات را باز گونه مىكنم و اللّه را مىبينم و خيالاتى كه چون ذرّه‌ذرّهء هواست از پيش جهت خود دور مىكنم چنانك سرهاى شاخ ياسمن را از پيش خود دور كنند تا چنان شد كه اللّه هر وصفى و هر عرضى و هر حالتى كه مىدهد [ مرا جزاى مرا از خود مىرانم كه من اين‌ها را نمىخواهم من ترا مى ] خواهم كه ببينم اكنون قرار برين شد هر عارضه كه از رنج و آسايش و از كلمات و دانشمندان و اندوه و خوشى از هرچه مىدهد اگر در باطنم پديد آيد چنانك دهان و گلو طلخ شود آن را همچون شربت خوش نوش مىكنم و شكر مىگويم اللّه را كه چنين شربت به من فرستاد و در گلوى من ريخت و اگر بر ظاهر و اجزاى ديگرم پديد آيد هم شكر گويم كه چنين حلّه به من درپوشانيد يعنى هرچه ازو آيد همه خوبست و خلعت است و من آن خلعت را در سر و روى مىمالم و سرمه و توتياى چشم مىكنم از هر نوعى كه مىدهد از زشت و خوب و نيك و بد كه اصل دوستدارى و بندگى رضا بود به قضا و چون از آن عارضه اجزاى من غافل باشند چون ذرّها از تنم فرومىريزد و در نور خدمت اللّه رقّاص مىشوند چنانك در ابتدا اجزاى متلاشيه بوده‌اند و از برّ و بحر خدمت‌كنان و سجده‌كنان آمده‌اند در كالبدى جمع شده‌اند [ و از چندين هزار مقدمهء وجود چون به كالبد رسيده‌اند « 1 » ] صد هزار امر كن مىشنوده‌اند و ساجد مىبوده‌اند در فرمان از آن وقت باز كه اللّه گوهر پديد آورده است و نيز اگر چه كالبد برقرار مىنمايد در خدمت اللّه سر تا پاى متحرّك مىدان چنانك در و ديوار برقرار مىنمايد و زمين و سما برقرار مىنمايد و ليكن همه مسبّح‌اند
هامش
( 1 ) - ص : ندارد .