تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آيد و ابد باللّه باشد هرگاه كه از ذكر اللّه و از حركت كردن تن در بندگى ساكن مىباشم مىبينم كه همه تعظيمهاى اللّه و خوشيها از من پوشيده مىشود گويى كه همه حاجتها اطفال اللّه‌اند و ازو هست شده‌اند و شير مراد هم از وى مىطلبند و از وى مىمزند و هواى خود با وى مىرانند و جواهر و اجسام چون گاهواره و خانهااند اكنون هماره حاجتها در همه نوعها پيش اللّه طپان دار و از فيض او مزان دار تا تعظيم اللّه كرده باشى . گفتم اى اللّه هيچ‌كس چون صنع‌هاى تو نتواند كردن هر لحظه حور نو و خوشى تو هست مىكنى و با من يكى مىكنى چون تو با من باشى حوريان و خوشيها كه هست مىكنى همه با من آسيب‌زده باشند اگر تو منزّهى از آسيب اكنون حمد گويم اللّه را و تا مزها و حوران بر من نزند و با من نباشد من چگونه حمد اللّه گويم و تا خوشيها را اللّه با من يار نكند مرا چگونه حمد فرمايد كه
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
« 1 » پس هرگاه كه تسبيح مىگويم و قرآن كه كلام است مىخوانم يقين مىدانم كه آسيب بر حوران . [ و خوشيها مىدارم و خود را بهنجار مىجنبانم تا آسيب حوران ] بازمىيابم پس هركسى كه لفظ قرآن را معنى گفته باشد و هر چيزى نبيند و خوشيها نيابد و يا شنونده را شك و وهم آيد بدان كه آن‌كس معنى قرآن ندانسته باشد معنى قرآن دگر باشد و ببايد دانستن كه اللّه قرآن را منزل گردانيد در بيان پاكى و بينايى محمّد رسول اللّه و انبيا عليهم السّلام تا خلقان راه ايشان گيرند و در پى ايشان روند هركه معتقد باشد راهش نمايند تا راه ايشان رود اكنون چون قرآن خواهى خواندن نخست يك كار با خود قرار ده تا قرآن را همه بر آن معنى خوانى چنانك عشق با اللّه و طلب اللّه چون يك معنى معيّن نمىباشد در قرآن خواندن متردّد مىباشى و مزه ترا حاصل نمىباشد و در وقت قرآن خواندن اللّه را ايستاده دان پيش نظر خود و چون ذكر مىگويى و قرآن مىخوانى هر فعلى و صورتى كه ترا محقّق مىشود از بستان و درختان و حور و قصور مىدان كه از اللّه جدا مىشود تا تو آن را بوقت قرآن خواندن مىبينى بلك
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 27 ، آيه ، 59 .