تنگهاى مشك اذفر اين چهار تنگ را بر خر نفست نهادند كه
فَعَدَلَكَ
« 2 » اگر يك طرف بار بيشتر شود حرارت بيش شود تا يكى ركنى از اركان غالب آيد خر نفست بيفتد يعنى بيمار شود ، اكنون قوم را گفتم كه چون [ جهان ] جنگ است بىسلاح مباشيد تسبيحها و نمازها و ذكرها سلاحهاست و اين جهان خرفروشانست تا بهاى شما پديد آيد باز گفتم در خاطر شما از خوشيها و لذتهاء جهان « 1 » چيزى اگر درآيد بلا حول آن را از دل بكنيد و اگر ازين پيش شما چيزى بگذرانند از جملهء لذّات عالم زينهار كه آرزوى آن مكنيد كه شما را زيان دارد و آرزو طلبيدن روى از اللّه گردانيدن است ، امّا چه گويم كسى را كه از دشمنى و دزدى نفس و شيطان انديشه و بيمى ندارد از آنك دلى دارد كه امير دزدان را ماند و حواس را پرّان كرده باشد تا بخيانتها و دزديها روند و زخمها مىخورند چون خسته مىشوند از زخمها بازمىآيند و در بيمارستان تن مىافتند و سست و ناچيز مىشوند امّا اهل معنى و اهل دلان و عاقلان كه جهدها كردهاند و چگونگى چيزها را دانستهاند و ديدهاند و از دست نفس رهيدهاند ايشان چون [ كوه ] باشند و از همه راسختر باشند و هميشه در جدّ و طلب اللّه باشند ، اكنون بنگر اگر تو از اهل روح و عقلى از فراق اللّه ترسان باش و اگر از اهل نفسى از فراق جنّت ترسان باش ، اگر نفس دارى در اللّه نظر از روى نفس كن كه همه مزها و شهوتها و محبّتها همه از اللّه است و اگر روح و عقل غالب است بر تو خود را از همه شهوتها و مزها و مرادها و تغيّرها فارغ گردان همچنان كه اللّه منزّه است ازين اوصاف تا بوصال حقيقت اللّه رسى و آن خوشتر از همه بهشتها است ( و اللّه اعلم ) .
فصل 137
مىگفتم كه آشلغ دوست يعنى مطبخ يكى از آن ديو و يكى از آن فرشته ، هركه اين آشلغ را داشت كه از آن ديوست هرگز آن آشلغ را كه از آن فرشته است نبينند محالست كه دو لشكر مخالف عدو را در يكى ميدان و جشن آش توان دادن از آنكه هر دو خيل تيغ در يكديگر نهند و آش زير پاى ماند و مايهء آشلغ
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 82 آيهء 7 .
( 1 ) - ن : چون .