پديد آيد همه را بنگرى و ببينى كه در آن جهان و سپس مرگ چه سودها « 1 » خواهد داشتن ترا و از متابعان انبياء عليهم السلام باشى و ببينى كه اللّه ترا چه جزاى نيكو دهد و درين معنى داخل شوى كه السّلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين و از آن غلامان باشى كه صاحبقرانند و هرچه غير اين باشد بمانى و هرچه اين اسم و اين خوى باشد بگيرى لاجرم شخص تو همچون ملايكه باشد اكنون
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
« 4 » يعنى قوم تو اين شياطيناند كه گرد تو درآمدهاند مىخواهند اين قوم شياطين تو كه ترا بسوزند و بكشند تو روى از ايشان بگردان تا ازيشان برهى و از نارنجات يا بى ( و اللّه اعلم ) .
فصل 138
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
« 5 » قوم را مىگفتم كه همه رنج شما از كژ رفتن است [ و از راه بيرون رفتن است ] هر كسى را از شما در گوشها شكنجها مىكنند تا چه خيانتها كردهايد « 2 » و چه ناحقها گرفتهايد و چه علّتهاست در شما كه چندين داغ بر شما مىنهند علّت را از خود دور كنيد تا از داغ خلاص يابيد چون [ همه ] علّتيد همه داغ خواهيد ديدن بچهء شيرخواره چون كژ رود و يا چيزى خورد كه آن زيان اوست و يا خود را از جايى اندازد او را هى كنند و بانگ برزنند اگر آن مقدار كژروى نبودى آن بانگ برزدن بر وى نبودى « 3 » اكنون نبى و ولى اگر چه معصومند معصومتر از بچهء شيرخواره نباشند تا از هر كسى چند رنجها ديدند و چه بلاها كشيدند شما چه گمان مىبريد كه در بىادبى شما را ادب نكنند خر آنگاه لت خورد كه كژ رود يعنى ادب از بهر بىادبست نه از بهر باادب ، ابو بكر گفت رضى اللّه عنه كه استقامت بر ايمانست يعنى هرجا كه تصديق دل كامل آمد همه فرعها حاصل آمد زيرا كه قدم آنجا باشد كه دل باشد ، گفتند پس انبيا را عليهم السّلام رنج چرا بود گفتم كه رنج انبيا را چو تازيانهء بود كه ايشان را بر آن خطّ مستقيم داشتندى تا بدان رنج بولايت
هامش
( 1 ) - ص : سوداها .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 29 ، آيهء 24 .
( 5 ) سورهء 41 ، آيهء 30 .
( 2 ) - ص : كردهايت .
( 3 ) - ن : ننمودى .