توان كرد كه اللّه كسى است كه كارش همين است كه چون چنين خواهد چنين بود و چون چنان خواهد چنان شود و ما اللّه را بدين صفات يافتيم كه هرچه او خواهد آن شود ، در كار وى و در تصرّفهاى وى كسى راه ندارد چون ترا كارى ديگر و روشنى « 1 » ديگر بايد در تصرّفهاى او نيابى كه لا إله غيرك قوم را گفتم كه وسوسهها و انديشههاى جهان را در خاطر خود راه مدهيد كه سپاه شياطين [ است زود بلا حولشان از خود برانيد بنگريد كه من چگونه مىرانم زيرا كه مبارزم چون حمله برم سپاهسپاه شياطين ] كه صف زدهاند همه سلاح و ساز ايشان را بر همدگر زنم و چون آتش صلابتم شعله زند خفخف همه ظلمت و ضلال را بسوزانم و نيست گردانم ، اكنون اى قوم به وسوسهء و خيالى سر مىكشيديت از اللّه و پى هر مرادى مىشديد تا در آن مراد بباشيد « 2 » همچنانك رمه پراكنده مىشود از چوپان نه كه آخر همهتان را بازرانند بسوى قيامت كه
لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
« 4 » پشّهها اگر چه پراكنده شوند آخر در پشهخانه همه جمع شوند ذرههاى آرزوانهء شما نيز چون پشهها ببال باد و هوا بهر جايى كه بپرد آخر نى بمسكن قيامت ايشان [ را ] جمع كنند ، امّا دلى از خون سرشته را آن تدبير دهد كه چون كبوتر اگر چه آن را بپراند به نيى باز بصفير به زير دام او جمع آيند اگر مدبّر آسمان و زمين همه را به زير دام قيامت جمع آرد چه عجب باشد .
واقعات مىگفتم و گرم شده بودم كه سبب تيسير مسلمانى
أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى
« 5 » است و ميلم افتاده بود بباز جست رضاى اللّه تا چشمم بامرها و فرائض اللّه افتاد ديدم كه فرائض قرارگاهى « 3 » ديگرست و فرائض اعتقاد ديگر باز نظر كردم صلوات كه باركان و شرائط فريضه است و امر اللّه است انديشه كسى را در آنجا بيش نديدم ، گفتم اى آدمى آنجا كه امر بود قدم آنجا نبردى و آنجا كه فريضه و امر نبود آن را رنگ امر
هامش
( 1 ) - ن : و روشى .
( 2 ) - ص : نباشيد .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 4 ، آيهء 87 .
( 5 ) سورهء 92 ، آيهء 5 ، 6 .
( 3 ) - ن : قرارگاه .