تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
ترسان‌ترسان بخورد و بر ادب شرع و حلّ و حرمت وى برود غذا يافته باشد و امان يافته باشد از شست عذاب و عقوبت ، حاصل برّ و فاجر چو دو ماهيند ماهى مؤمن چو قطرهء لقمه را بخورد چون ماه در درياى علو رود و باز آن جاه جوى حريص لقمه را پرتر گيرد تا لقمه او را بكشد و بشست عذاب و عقوبتش مبتلا كند چنانك موسى عليه السلام تا هماره در تشرّب روح قدسى بود در راحت مىبود و چون بسبب پريشان شدن قوم دلتنگ مىبود و شربت راح او مهنّا نمىبود پريشان مىشد گفتند بموسى كه اگر تو رنج قوى نمىبايستى كشيدن به ظاهر كردن يد بيضا و ثعبان شدن عصا مشغول چرا مىبودى و اللّه اعلم .

فصل 127

اللّه اكبر گفتم در نماز آمدم گفتم در سياست جاى آمدم « 1 » و اللّه اكبر گفتن نام قربانيست يعنى نام قربانى از بهر آنست كه اجزاى ما همه قربانىاند و اين نمدها كه در زير پاى انداخته‌اند همه موى كشتگانست و اجزاى در و ديوار اجزاى صد هزار حيوانات و آدميانست تا چند سرها كوفته‌اند و اينجا بىخبر انداخته‌اند بلك اجزاى تن ما تا چند بار بمرده است و از آدميان ديگر و حيوانات نيز تا چند بار در چهار « 2 » خانه آب و باد و آتش و خاك بوده است پس سرتا سر ما همه سراى سياست است .
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ
آغاز كردم يعنى اى اللّه تو منزّهى از صورت كه صورت را چنين عقوبتهاست و بحمدك يعنى نخست از باغ لطائف تو بود كه اجزاى خاك بچريدند تا فربهى وجود يافتند آنگاه قربانى شدند همچنان به آخرت همه زخمها و رنجها را سماع مؤمنان كنند و خوشيهاى راحات ايشان گردانند او معناه سبحانك اللّهمّ عجبا از تو اى اللّه كه اجزاى خاك و هوا و آب را بدان منصب رسانيدى كه پاكى و چگونگى ترا بدانست اگر اجزاى خاك مرده را به بهشت و فردوس رسانى و به رؤيت خود رسانى چه عجب و بحمدك يعنى سرتاپاى نعمت توام و تبارك اسمك
هامش
( 1 ) - ن : آمده‌ام . ( 2 ) - ص : در جهان .