كنارها برون مىآيد گو تا بيرون آيد و گيرندگان تا مىگيرند و مىبرند و مىآسايند و بدولتها مىرسند بىدريغ و بىتأمّل بىآنك من به ايشان نظر كنم و سخن گويم اكنون خود را گفتم كه نشان اللّه با خود مىدار تا ترا ازين احوال و ازين معانى بازندارند در ملك كسى و در باغ كسى آيى تا نشانى ندارى ترا در آن باغ رها نكنند در باغ نماز بىاعوذ و بىبسمالله مرو و نان و آب بىتسميه مخور زيرا كه در هر كويى كارى و در هر راهى شغلى است صد هزار ره زنان و مردان كمين گشايند امّا چون بدرقهء ملايكه در آن كوى و در آن راه با تو باشند كه
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
« 1 » زهره ندارند تا دزدان و راهزنان بيرون آيند باز اگر ايشان نباشند دزدان و راهزنان بيرون آيند همچنانك حشرات در زمين آواز آدميان و دم زدن ايشان كه دشمنان ايشانند مىشنوند و دشمن خود را مىشناسند و در سوراخها مىباشند حشرات زمين تو نيز از بيم مشغلهاى الهام ملايكه سر از سوراخهاى خود بيرون نيارند كردن همچنانك در اسطرلاب مىنگرى و احوال ستارگان آسمان مىدانى و بر احكام آن مىروى و چيزها مىدانى اين حروف الرّحمن الرّحيم الى غير ذلك من الفاظ القرآن تا درين جايها ننگرى و در معنى اين خوض نكنى احوال اين جهان و آن جهان هيچگونه دانى [ راز الوهيت ندانى هنگام كشت ندانى و هنگام سفر ندانى ] نحس منهيّات و سعد امريّات را نشناسى امّا هرگاه كه درين حروف نظر كردى چرخ معانى را مشاهده كنى و فرشتگان ادراكات ملهمه و الهام را چون ستاره در پيش چشم تو و نظر تو مىآرند تا تو در آن مشاهده [ راه ] مصالح و مناهج قطع كنى و به مقصد مىرسى اكنون نشانى اللّه را كه در باغ رحمانيش درين جهان مىروى با خود مىدار تا به سلامت برگذرى و ببستان رحيمىاش برسى و آن آخرت است كه دار القرار و دارالسّلام است ( و اللّه اعلم ) .
فصل 129
قاضى محو مىكرد سلطان العلمايى مرا گفتم اى اللّه هرچه اشخاص
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 13 ، آيهء 10 .