تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
چو اللّه با تست در همه موجودات نظر مىتوانى كردن هم اين جهانى و هم آن جهانى از حورا و عينا و از هرچه خواهى و ليكن نظر تو يك ريزه بيش نيست اگرچه همه جهان مملوك تست تو آن ريزه نظر در كجا مىدارى كه مزه و رنج بيش از آن نتوانى كشيدن و به اندازه و ذوق خود بيش مزه نتوانى گرفتن اكنون در هر جزو اين جهانى و آن جهانى كه نظر كنى نيك‌نيك نظر كن تا مزهء آن به تو راه يابد و هر ساعتى اللّه ترا نور روى ديگر و قدّ و قامت ديگر مىدهد چو قدرت اللّه با تست همه سمع و بصر بىنهايت با تو بود و سأمت و ملالت همه از تو بدان زائل شود . كه اللّه بهر ساعتى در باطنت عشقى و نورى ديگر دهد ترا و ظاهر جمالت را نيز هر ساعتى نورى مىدهد كه آفتاب و برق را خيره كند چنانك موسى و يوسف را صلوات اللّه عليهما نقاب مىبايستى و هر ساعتى ترا هوش مىستاند و ترا مست مىگرداند هم برين ترتيب هرچه منظور تو شد اللّه را با همه صفاتش و راى آن همه مىبين اكنون نظر مىكنم كه اللّه دستكهاى مرا چگونه پيوستهء يكدگر كرده است و چگونه هموار كرده است و جمله اعضاى مرا در خورد يكدگر راست كرده است آن‌كس كه از وى چنين صورت بندد مىبينم كه عالم و قادر و حكيم و كريم و رحيم و طالب و غالب همه اوست باز چون در چشم شكافتهء خود و دهان كفتهء خود و اعضاى سليم خود نظر مىكنم همه عالمى و كريمى و رحيمى و قادرى و قاهرى اللّه را مىبينم بىخيال و بىجهت و رؤيت اللّه مقصود از نظر بذات اللّه آن باشد [ كه ] تا صفات و افعال و فوائد و تصرّفات وى را ببينم پس چون تصرّف و فعل و رحمت و عاطفت و كرم و لطف و قهر اللّه را مىبينم به حقيقت اللّه را ديده باشم چو مقصود اين آثارست كه ببينم از ذات اللّه نه مجرّد ذاتست پس چه عجب باشد اگر ذات اللّه مجموع اين صفات بود كه لاينفك است از يكديگر ( و اللّه اعلم ) .

فصل 126

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى طالب بىخبر از مطلوب خود هماره مىخواهى تا بجويى چو دست‌افزار جستنت كم شود بخسبى و تا رگيت مىجنبد مىطلبى
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 180 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر