تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نباشد خاك آن كوى را اى دريغا كه خون مرا سگان كويش بياشامند و گرانيى نيايد دندانشان را شرم دارم كه خاشاك كوى او باشم كه نبايد زحمتى بود خاك كويش را من كه باشم كه خاك كوى تو باشم يا خون لبان سگان تو باشم اى آنك دعوى محبّت مىكنى بنگر كه مخالفت محبوب در تو چگونه صورت مىبندد اوّلا خمر مىخورى و به نامحرم مىنگرى و درم در كيسه مىدارى و بدرويش نمىدهى و از مرگ مىگريزى با آنك در مرگ رسيدنست بمحبوب و هواى خود مىطلبى و رضاى محبوب مىمانى و آنگاه مىگويى كه اى شكسته‌دلان در آن وقتىكه حالتان خوش بود مر اين بندهء گريختهء گناهكار را درخواهيد از حضرت اللّه اكنون اى دوستان اللّه بزرگوار است روى بوى آريد كه همه خوشيها و مزها از اللّه است و همه موجودات را خوشيها و مزها اللّه مىرساند و هرچه دارند [ همه « 1 » ] ازو دارند و همگان چيزها را از خوشيها و مزها و ذوقها از اللّه مىگيرند و اگر محبّت از شفقت است همه شفقتها از اللّه است و اگر از جاه و رفعتست همه جاه‌ها و رفعتها از اللّه است و اگر از بهر انعام است همه انعامها از اللّه است و اگر از بهر موانست است مونس همه اللّه است و هرچه تو خوب مىبينى همه خوبيهاى اللّه است و جمالهاى اللّه است و همه خوشيها و مزها از اثر پرتو اللّه است و اللّه بهر يكى از اين اثرها طايفهء را محبّ و خاضع گردانيده است اكنون گويى گناه آنست كه آنچ اللّه ترا داده است و ميسّر گردانيده است آن را از اللّه نبينى و ناظر اللّه نباشى چون تو نمىدانى كه ميسّر شدن آن كار از اللّه است نظر تو بسوى غير اللّه مىرود و آن نظر كه به غير اللّه رود آن همه رنج و عقوبت است ( و اللّه اعلم ) .

فصل 123

پيش دلم مىآمد كه اللّه گفته است به محمّد صلّى اللّه عليه و سلّم
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 2 » معيّتى و مخاطبتى بوده است اللّه را با محمّد عليه السلام چنانك فرموده
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ
« 3 » و
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ
« 4 » كه آن
هامش
( 1 ) - ص : ندارد . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 48 ، آيهء 1 . ( 3 ) سورهء 4 ، آيهء 105 . ( 4 ) سورهء 94 ، آيهء 1 .
معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 174 | سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( بهاء ولد ) / بديع الزمان فروزانفر