تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
صفات ترا ( و آثار صفات ترا ) « 1 » و بهشت را ببينم و ديدار ترا ببينم اكنون هماره در غفلتهاى خود كه پردهء تو مىشود نگاه مىكن و زارزار مىگرى كه اى اللّه از پس اين تصوّرات غفلت چه چيزهاى عجب است كه هرچند كه پرده برمىگيرى عجب‌تر و خوش‌تر مىبينم تا به حدّى كه بدان جهان برسم و قرار گيرم گويى همه چيز از شهوتها و عشقها و صورتهاى خوبان و گلزارها و سبزها و آبهاى روان و از همه عجايب‌هاى ديگر كه مشاهده مىكنم از اين همه اللّه را مىبينم و باللّه مشاهده مىكنم كه از هر صورتى اللّه خود را به من مىنمايد و اجزاى من در سمن‌زار و بنفشه‌زار اللّه مىچرد و مىبينم خوشى من و مزهء من همه از مزهء اللّه است ( و اللّه اعلم ) .

فصل 127

إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
« 2 » اگر چه در بندى ماندهء و ليكن جهدى مىكن تا از بند جهان باز رهى ترا دو حالست يكى صبر و يكى شكر صبر بتكلّف نگاه داشتن است تا خود را در خانهء هوا درنيندازى و شكر از خانهء هوا بيرون كردنست خود را بتكلف و در ولايت رضا رفتن است اذا جاء نصر اللّه چون نصرت بيايد هجرتست از مدينهء وحشت و غربت و مهجورى است از ولايت صحّت و بسطت و از مكهء مكنهء تن بيرون آمدنست و ظفر يافتن است و بر لشكر غفلت و الفتح و گشادنست ولايت اللّه را كه كعبهء دلست
وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
« 3 » يعنى چو بينى افكار و اخطارى را كه مرتد گشته بودند و آن كافران اصلى را كه غفلت‌اند همه فوج‌فوج بدين بازآمدن گيرند و ظلمت بنور بدل شدن گيرد آن را نفس بازپس دان اگر چه مقامت بلند بوده باشد از تقصيرى و نقصانى خالى نبوده باشد
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ
« 4 » استغفار بجاى آر و چيزى كه آن برضاى ما مقرون بوده باشد از فضل ما دان
إِنَّهُ كانَ تَوَّاباً
بنگر كه از نور روح جلالت چند كلوخ‌پاره‌ها كمال و جمال گرفته است چنانك سوخته و خاكستر در تابش آتش منوّر نمايد و ذرّه در برابر خورشيد خوش‌روى نمايد
هامش
( 1 ) - ص : ندارد . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 110 ، آيهء 1 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 110 ، آيهء 2 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 110 ، آيهء 3 .