تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
دارد مزه مىيابد و چون كسى را در موازنهء آن ديد منغصّ مىشود و حسد و حقدش رستن مىگيرد بخلاف نعمت مؤمن كه حكمتست و معرفتست و ذوقست چون دو مؤمن به يكديگر جمع شوند هرچند كه يكديگر را در راحت معرفت و ذوق مىبينند جانشان تازه‌تر مىشود و هرچند ياران خود را در آن راه بيش مىبيند حالتشان خوش‌تر مىبود زيرا كه مؤمنان نشان نعمت بهشت دارند و نعمت بهشت از ايمان و اعتقاد و ورزش مؤمن مىشود لاجرم هرچند يار و دوست خود را درجه بلندتر مىبينند راحت جانشان زياده مىشود اكنون چون مؤمن كوى خوش‌آبادى دارد بىآنك راه اهل دنيا رود و اهل دنيا را غيرت مىآيد كه مرا چندين جان مىببايد كندن تا مرا خوشى حاصل شود و او را بىاين سببها مىشود و ديگر آنك اهل دنيا در حصار مراد اين جهانى استوار نشسته است و آن را عمارت « 1 » مىكند و آبادان مىدارد و مؤمن منجنيق محو و فنا را بر آن عمارت اهل دنيا مىزند و به سنگ بىعاقبتى كنگره‌هاى آن را ويران مىكند و وى را فرومىآرد و ديگر عدو مؤمن رنجهاست كه الشتاء عدوّ المؤمن و ديگر مؤمنان را دشمنان نهانىاند از وسوسه‌ها و انديشه‌هاى فاسد و آن دزدان رو بسته‌اند كه از پشتهء پشت و از وادى بطن برمىآيند تا پيراهن نياز و اخلاص را به دشنهء آز و آرزوها از وى بيرون كنند و كلاه طربى كه از مى « 2 » مسلمانه بر سر نهاده باشد به سوداى فاسد از سر او بربايند به دزدافشار نفس امّاره سر يكى كرده‌اند تا او راهها و نشانها ( را ) مىنمايد و نحن اقرب اليه من حبل الوريد يعنى ازين دزدان فرياد كنيد به درگاهم كه من بشما نزديكم ( و اللّه اعلم ) .

فصل 115

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
« 3 » دانهء مرده و خاك مرده كه در جنبش مىآيد از بهر اميد نما و حيات مىآيد و منى و علقه و مضغهء ميّت همه از عشق حيات در جنبش آمده است و روح
هامش
( 1 ) - ص : عمارتى . ( 2 ) - ص : از پى . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 17 ، آيهء 85 .