تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
چون عاملى بيايد در همه عمل كند نبينى كه نبات چندان معانى رستن را از اللّه قبول مىكند و هيچ كس را بر آن قبول وقوفى نى و ليكن در و ديوار را اللّه در عمل نيارد تا غيب ماند و ختم رسالت بمحمد صلّى اللّه عليه و سلّم بود پيروان چون جمع شوند بركت آن جمعيّت عمل كند چنانك چهار جوى يا ده جوى يكى شود چگونه عمل كنند پس جملهء اسماء حسنى مشتمل است بر آنك همه موجودات بفعل اللّه آمد ( و اللّه اعلم ) .

فصل 113

تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ
« 2 » مىخواندم سرم و استخوانهاام درد مىكرد گفتم اى بزرگوارى كه استخوانهاى من از تجلّى تو و از تجلّى صنع تو چون طور موسى بر خود پاره‌پاره مىشود و اين استخوانهاى من و اجزاى تن من نشان
وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
« 3 » دارد و از اين معنى خبر مىدهد كه
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها
اكنون بهر چه نظر مىكنم و چشمم و نظرم بر خاك و صورت جهان و بر اجزايم و بر جمادى جهان مىافتد هر جزوى را ازينها چون دانهء شفتالويى مىبينم كه در آن دانه باغهاست اللّه را و در آن باغها غذاهاست بر تربيتهاى صاحب روح و عقل را و ادراك را و عشق را و مزه را و مصاحبتها را و سماعها را از آن باغ غذاهاست و صد هزار آسايش است و چون نظاره مىكنم باللّه بمعنى خداوند صد هزار عجايبها و عشقها و مصاحبتها و شهوتها و قبلها مىبينم و هر لحظهء چند هزار آبهاى خوش و بادهاى لطيف و گلزارهاى عجب در هر طرف مىبينم و چندان در وجه كريم اللّه بمعنى خداونديش نظر مىكنم كه مستغرق مىشوم گويى كه فعل اللّه فعل من است و فعل من فعل اللّه است و آن مزه‌هاى عشقها و خوبيها و آبها و بادها و سبزها و گلزارها و چشمها همه از من روان مىشود « 1 » و پيدا مىشود و من آن همه را مىبينم و در مزهء آن غرق مىشوم اكنون كسى مزه چيزى را آنگاه يابد كه همه عمر آن را باشد و در آن ماند تا از آن مزه بيابد نيز دخل مزه در دل ورزيدن همچنان باشد كه اگر كسى در زمين گل سير و
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 67 ، آيهء 1 . ( 3 ) سورهء 2 ، آيهء 74 . ( 1 ) - ن : باشد .