پياز كارد چندانك بينديشد و چشم باز كند و مشاهده كند سيرزار خود را بيند و مزهء آن را يابد هرگز از آن سيرزار مزه ترنج و نارنج و نار خندان و سيبهاى لعل را نيابد اما اگر تخم مزهء دينى كارد در دل اللّه او را مزهء دينى دهد و اگر تخم مزهء دنياوى كارد در دل اللّه او را مزهء دنياوى دهد اكنون تخم مزهء دين من در دلم آنست كه اللّه مرا جذب مىكند و من در وى محو مىشوم و او مىشوم چنانك هوا آب لطيف را نشف مىكند همچنان اللّه روح لطيف مرا نشف مىكند و به خود مىكشد چو اين را مشاهده كردم گفتم بيا تا انديشهء خود را در تعظيم اللّه و محبّت اللّه پاكيزه دارم و بپسند اللّه مقرون گردم و ظاهر كالبد و باطن دل را بتعظيم و محبّت اللّه بىقرار دارم تا باز مردود اللّه نباشم چون كالبدم باحوال خود مشغول شود بيا تا باطنم را بتعظيم و محبّت اللّه آراسته دارم تا ترس بر هر دو نباشد زيرا چو ترس و وهم منقطع مىشود مىبينم كه جام در جام است و ساقيان هموار ايستادهاند از اللّه و به من شرابها مىچشانند و دستهاى رياحين و گل مىرسانند اكنون سرمست عشق اللّه و محبّت اللّه و تعظيم اللّه باشم هرگاه باحوال ظاهر و كار ديگر مشغول شوم آن ذوق شراب و مجلس انس نمىماند از آنك مشغولى به غير اللّه عربده باشد و عربده راحت شراب و سماع و ذوق را ببرد ( و اللّه اعلم ) .
فصل 114
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 1 » مؤمنان را دشمنان بسيارست در دنيا اوّل اهل دنيا دشمن مؤمن است بمجرّد آنك مؤمن او را نخرد و نپسندد و اهل دنيا را ميل باشد كه مؤمن او را خوش نگرد و خوش بيند و مؤمن را باهل دنيا التفات نباشد و نظر نكند پس اهل دنيا اگر دشمن دارد مؤمن را معذورش دار و ديگر اهل دنيا چندان جان مىكند تا خود را بجمالى بنمايد و مؤمن به چشم زشتى بوى مىنگرد اعمال او هباء منثور مىشود و ديگر خاصيّت اهل دنيا آنست كه چون خود را تنها مىبيند در آن دنيا وى و ديگران را محروم مىبيند از آن نعمت كه
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 50 ، آيهء 16 .