كه اى اللّه مرا محبت خود روزى گردان و هر زمانى دوستى خودم زيادت گردان و همه اجزاى مرا آرزومند و محبّ خود گردان و اشك از اجزاى من از بهر محبت خود روان دار و همه اجزاى مرا خاضع خود دار ذكر بر اين وجه يافتم كه سبب سعادت هر دو جهانيست و لا بد مرگ سودمند است اكنون چون اللّه دعا و سؤال شما را اجابت مىكند شما نيز امر او را اجابت كنيد تا شما را راه نمايد كه سؤال و دعا چگونه مىبايد كردن كه شما سؤال كنيد ( و دعا كنيد « 1 » ) اجابت آن شما را زيان دارد چون بوقت دعا و سؤال و ترس و رنجورى درگاه او را مىدانيد « 2 » چگونه است كه امر او را اجابت نمىكنيد « 3 » اكنون امر اللّه را بگيريد و از او برمگرديد و بىوفايى مكنيد به يك ساعته بىمرادى كه الدّنيا ساعة آخر چرا بر بىمرادى صبر نمىكنيد و بر آستان عبوديت او نمىباشيد تو شكر نمىكنى كه آتش بىمرادى را در تو مىنهد تا پخته مىشوى و قيمتت زياده مىشود ( و اللّه اعلم ) .
فصل 112
مضطجع بودم انديشيدم كه من و همه حوالى من از هوا و ارض و جهات و خطرات همه صنع اللّه است پس اللّه با من مضطجع باشد باز انديشيدم كه اللّه همه انبيا را عليهم السلام آن كشوف و آن حالات داده بود و ارض بهشت را آن چندان چشمها و حوران و غلمان داد و آن مكان را كه چشمهء ايوب كرد
هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ
« 5 » و آن جبال را آواز خوش داد كه
أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ
« 6 » و كوه طور را وجد و تجلّى و استحقاق داد اين شرفها مر جوهر و عرض را ثابت نيست بلك اللّه مخصوص گردانيده است اكنون گويم اى اللّه چون اين همه چيزها تو مىدهى مكان و زمان را اثر نيست و جوهر و عرض مستحق نيستند اين همه اجزاى منظور و مرئى مرا همچنان گردان چون اللّه با من مضطجع باشد او را يكانيكان باسماء حسنى مىستايم و از هر ناميش « 4 » جدا شرابى مىنوشم تا پايان اللّه مرا چه دهد سبحانك مىگفتم گويى كه
هامش
( 1 ) - ص : ندارد .
( 2 ) - ص : دانيت .
( 3 ) - ص : نمىكنيت .
( 5 ) قرآن كريم ، سورهء 38 ، آيهء 42 .
( 6 ) سورهء 34 ، آيهء 10 .
( 4 ) - ص : نامش .