تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و مونس ويست بيارامد و با وى سخن گفتن گيرد من نيز از تويى اللّه آنچ بدست من آمده باشد با وى سخن گيرم و به نزد خوشيها و نغزيها و جمالهاى اللّه درآيم و هر ساعتى با تويى اللّه درمىآميزم و عجايب باطن تويى اللّه را نظر مىكنم و عجايب آن را مىبينم و شراب مزهء هر عجبى را چنان نوش مىكنم كه تا ديرى بىهوش مىمانم چنانك از حالت موسى ( عليه السلام ) « 1 » خوش‌تر از همه تجلّى است و ارنى است و هر ساعتى تويى اللّه را در كنار مىگيرم كه
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ
« 2 » و هر ساعتى بگرم روى عيسى و وجد موسى و بىگمانى محمّد عليهم السلام و كشوف و قرار اولياء و بجمال معشوقان و حالت عاشقان و نواى خوش ايشان ، پايم از بهر آن داده‌اند تا به نزد خوشىهاى ايشان پويان باشم و عجايب آن را نظر كنم و مىگويم كه اى اللّه مرا از اين‌ها بده كه اين‌ها را از غيب تو هست كردهء و بداد تو چنين هست شده است مرا هم بده
كُنْ فَيَكُونُ
تا مرا نيز هست شود اى اللّه انبيا را و افلاك را و سيّارات را گرم‌روى دادهء و خوشى دادهء مرا برقرار و خفتن و آسودن خوشى ده اكنون خوشىهاى ظاهر مدد از خوشىهاى باطن مىگيرد و باطن مدد خوشىها از تصرّف اللّه مىگيرد و تصرّفهاى اللّه از صفات اللّه است لاجرم درهاى باغ ابدى كه نامش بهشتست صفات اللّه آمد و در هر نوعى از خوشى جهان يك در صفت اللّه بر آن گشاده است تا در وى درمىدمد و مىافزاياندش يا اكنون بيا تا خود را بعرصهء آن درهاى صفات اللّه اندازم و در آن بهشت روم كه ياد اين جهان نكنم ياد اللّه كنم و باللّه باشم اللّه را ياد مىكردم گفتم تا اللّه محبّ من نبود من محبّ اللّه چگونه باشم عشق از يك طرف محال باشد هرگز يكدست بانگ نكند نيز ميل حوران بهشت به بهشتى محبّت اللّه است گويى اللّه است كه در كنار مىگيرد همچنان صورتها يكديگر را كنارها گيرد آن محبّت روحها باشد امّا در حقيقت روح و در معنى صورت معانقه صورت نبندد ( و اللّه اعلم ) .

فصل 105

رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ
« 3 » ملك آنست كه ربوبيّت را
هامش
( 1 ) - ص : ندارد . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 2 ، آيهء 186 . ( 3 ) سورهء 12 ، آيهء 101 .