تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
نفس بر تن زند و از تن بر زبان زند تا از زبان بيان آيد چه مزه و چه نور مانده باشد اگر چه آن مزه از پرتو حسن اللّه است كه بر اين‌ها مىزند همچنانك جان بر تن زند اكنون خود را بر اللّه مىزن و مىساى كه اى اللّه مرا خوشى و مزه تو ده كه همه خوشيها و مزه‌ها از تو بيرون مىآيد گويى اين همه صورتهاى صورت صورت اللّه است كه محسوس مىشود « 1 » خوشىها و مزه‌ها همه از صورت اللّه است نه از حقيقت اللّه است كه غيب است چنانك روح آدمى را تعريف مىكند به صورت قالب پس علم اللّه را كه عشق است بىآنك اللّه را صورتى [ كنى محالست همچنان ديد اللّه بىآنكه اللّه را صورتى ] نهى محال است چو آن صورت در علم و عشق باللّه رواست اين صورت در ديدن اللّه هم رواست صلّ كانّك تراه -
تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
« 4 » از آنك تعريف چيزى از اللّه مر بندهء را جز در صورتى محال باشد و اگر معنى هستيّت اللّه تصور كنى صورت نبندد بىضرب چگونگى پس آن كيفيّت تصور بايد كرد تا وجود اللّه گفته باشى ( و اللّه اعلم ) .

فصل 102

قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ
« 5 » گفتم چه نظر مىكنيد در چيزى كه چو پايان آن شما را معلوم شود هيچ فايده نباشد همه عمر در نظر برديد آخر سفر چه وقت خواهد بودن نظر از بهر آن بايد تا قدم كجا نهم و بروم نه چنانك از خانه بيرون آمدى و نظر كردى در مواضع « 2 » قدم و تأمل بسيار كردى باز در خانه رفتى و نشستى تو كارى مىكن و مگوى كه من اثر آن بايد كه بدانم اگر اين تخم كار درين راه نكارى در كدام زمين خواهى انداخت كه يقينت باشد كه از آن اثرى « 3 » بردارى هر كسب و كارى و هر تجارتى كه مىكنند كه بدان مقاصد برسند و يقين ندانند كه بدان مقاصد و آثار برسند اگرچه در بعضى صور بمقاصد نرسند و ليكن دست از آن اكساب برندارند با آنك درين راه بارها شكست افتاده باشد و پشيمان گشته باشى پس تخم در زمين غيب كار و سفر در راه آخرت كن كه هيچ كس نيامد كه من
هامش
( 1 ) - ص : مىآيد . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء 7 آيهء 143 . ( 5 ) سورهء 27 ، آيهء 65 . ( 2 ) - ص : موضع . ( 3 ) - ظ : برى .