مر دوستى اللّه را باش تا همه حركات تو پسنديده شود چون عشق آمد و محبّت آمد حركات تو موزون شود اكنون اهل خبر را و خير را تكلّفى بايد تا ازو خير و طاعت برويد فامّا معصيت به خود برويد چندين هزار خار و خس از خود برويد امّا نبات و اشجار مثمر را تا رنج نبرى و نگاه ندارى نرويد ازين معنيست كه اهل خير اندك آمدند پس خلاصهء نبات و حيوانات مؤمنانند باز گفتم كه نيكى و بندگى در وقت رنج بايد كه پديد آيد زيرا كه در وقت آسايش همه كس اوصاف حميده دارد و رضا طلب اللّه باشد و شاكر نعم بود پس در رنج بايد كه هنر نيك از تو پديد آيد يعنى باللّه باشى چنانك ايّوب صابر و جمله انبيا عليهم السّلام و آنگاه در رنج نيكو باشى كه هرگز از رنج نينديشى و ياد رنج در دل راه ندهى كه اگر صورت رنج بينديشى همواره خود در پريشانى باشى و اللّه اعلم .
فصل 71
قال النّبىّ عليه السّلام كما تعيشون فكذلك تموتون
فكذلك تحشرون چنانك دانها از بهشت منعقد كردند از هوا و طراوت و سبزهء آن را بجهان فرستادند در زمين كه در رود عمل بر شاكلهء خود كند سبز و شاخ شاخ شود كه من شاخ بودهام انگله شدهام باز با همان هنر از عرصهء جهان سر برزند آدميان نيز متضاعف الاحوال سر برزند اگر خار باشند خار و اگر گل باشند گل و اگر سيبستان « 1 » باشد سيبستان
وَ جَعَلْنا لَكُمْ فِيها مَعايِشَ
« 2 » از عين عرصهء خاك تيره شما را ترهاى اين خاك تيره و غبارها دردانه مىخورانيم و ريشهريشه سبز مىگردانيم باز او را گره مىزنيم همچون انگلهء گريبان و زه يكتايى و آن پنبه هرچند كه نخست ريشهريشه است باز ببين كه چگونه پنبهدانه و انگله مىكنند آن را و آن ريشهريشهء مدد از غبار و هوا و آفتاب مىگيرد همچنانك اين دانها منعقد مىشود ازين آثار و از آثار بهشت و بران وجه صفت مىگيرد باز هم بران وجه شاخ و بال مىزند ببين كه اين حبّهء دل تو از چه آثار منعقد مىشود هم بران وصف در زمين تن تو عمل كند و شاخها بران وصف از جوارح و اجزاى تو سر بيرون كند از خير و شر و تا قالب تو بر چه اوصاف منعقد شده باشد از خير و شر چون
هامش
( 1 ) - ظ : سپستان .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 7 ، آيهء 10 .