تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
اى تو در آسمان و زمين بوده و همه را فراموش كرده برين سفرهء آسمان نگر به قرصهاى ستارگان و كاكى ماه در ميانه بركند و ره شعر هوا و مدبّران فرشتگان كه ذات شريفان « 1 » را ننگ آيد از شربت هوا اين لقمه را به دهان خاك مىرسانند و حيوانات چون رگهاى مختلف و چون چشم و سپيدى وى و گوش و بينى همه مدد مىگيرند لاجرم هر حيوان درخور خود غذا مىگيرد و هر رگى در سنگها از ياقوت و لعل و زر و نقره درخور اهليّت خود غذا مىگيرند حضرتى كه آش آسمان بدل سنگ مىرساند اگر آش رحمت به اجزاى خاكى تو رساند چه عجب تو اين الاغ تيزتك را نگر كه تازيانهء برق در دست گرفته است و بانگ رعد مىزند و سحاب بىكار را از كنارهاى جزاير و كوهها جمع مىكند تا آب كشند و گل‌كارى كنند و اين خزينهء « 2 » دنيا را معمور دارند همچنان لطائف صنع خود را در گوشت‌پارهء دل بشر نقش فرمود تا بران منوال كار جهان را راست آرند تو نقشى و صورتى در خانهء خود نكنى مگر از بهر زه و احسنت كنى پس چه مىپندارى كه اللّه اين چندين صور را نه از بهر حمد و ثنا كند ترا اگر خانهء باشد و تو زيردستان را نگويى كه اين را بكنيد و آن را نكنيد گويند مگر اين خم است و يا در و ديوار است كه او را سخن نيست ببين تو اين صفت را بحكيم قادر چگونه روا مىدارى عجب او را حكم و امر و نهى نباشد
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
« 3 » شما سرور باشيد برين شرط زيرا كه شما تشنهء آب شهوات و مزها مىباشيد چو از بيابان عدم برآمده‌ايت از آن بخوريد كه
إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
« 4 » شما را دوستدار نفس‌آفرينم و بفرمايم كه نفس را دشمن داريد پنج در حسّ خمستان به معاينه با اين جهانتان گشاده كنم تا كه مصلح اين حال باشيد باز در تاريك عقل را به حكم استدلال راه دهيم و بفرمايم كه ترك اين معيّن كنيد و راه استدلال گيريد همه چيزها اين صورت امانت را نيارستند
هامش
( 1 ) - ظ : شريفشان . ( 2 ) - اصل : خريبه . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 33 ، آيهء 72 . ( 4 ) سورهء 2 ، آيهء 249 .