عجبم مىآيد كه خاك ولايت زمين را به توبرهء سمند تقدير بعرصهء افلاك مىكشند و از مؤمن عجبست كه ياد سما نكند و عجبست از قرآن خوانى كه هيچ خبر ندارد از قرآن كه فرمود
وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ
« 2 » مگر تردّد است او را در عليّين مگر او به گمان شنيده است اين را
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 3 » مگر او درين آيت خلافى روا داشته است كه
وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا
« 4 » مگر قبض كردن عيسى را به آسمان منكرست مگر
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ
« 5 » را به هرزه شنوده است مگر ندانسته كه آدم را از راه سما به بهشت بردند
اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
« 6 » اكنون هبوط جايى باشد كه صعود باشد مگر اميدى نمىدارند كه كارهاى او را بالا برند و به سما افكنند جو و گندم را كه بكوبند آن را تلف نشمرند چو از آن كوفتگى اجزاى حيوان مىشود و گل را اگرچه آب كنند او را بكمال حال مىرسانند پس خلق را چون جو و گندم كه مىكوبند آخر ايشان را هم به جايى برند و به كمالى برسانند و اللّه اعلم .
فصل 70
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 7 »
قوم را گفتم كه هيچ در جهان مزه يافتهايد و هيچ از جهان دوستى و مزهء شهوتى ديدهايد پس متابعت رسول كنيد تا به محبّت كلّى برسيد اگر بگوييد كه يافتهايد خبرى دروغ از خوشى مىگوييد اكنون رخسارهء بعضى سرخ بوصول محبوبيست و رخسارهء بعضى زرد بفراق محبوبيست كسى نان از بهر جان كندن نخورد از بهر وصال جانان خورد و هيچ كارى نباشد و هيچ از بهرى نباشد و آن از بهر محبوبست تا « 1 » جنبش تو رقص است و رقص از بهر محبوب باشد هرگز كسى جز از بهر مرادى [ دمى ] نزند و همه مرادها مراد اللّه است كه بىارادت او مرادى برنيايد و هيچ قدمى بىمزه برنگيرند و شراب تلخ را بر باد لب شيرين نوش
هامش
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء 51 ، آيهء 22 .
( 3 ) سورهء 6 ، آيهء 75 .
( 4 ) سورهء 19 ، آيهء 57 .
( 5 ) سورهء 17 ، آيهء 1 .
( 6 ) سورهء 2 ، آيهء 35 .
( 7 ) سورهء 3 ، آيهء 31 .
( 1 ) - ظ : يا .