تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بايد جنبيدن و عقل مدبّريت فرستيم براى ترتيب خاص هان اى استخوان در مودّتش چرا فرونمىريزى و تقصير مىكنى عجب عقل و حركت و قدرت در عالم غيب كم خواهد آمدن كه ترا بدان بازنرساند آخر برخوانى كه چند تا نان مىبينى معطىاش را منعم مىدانى و ولىنعمت مىدانى و حق او مىشناسى همچنين بر استخوانى چندى چو نزول مىبينى معطىاش را منعم چرا ندانى و حق او چرا نشناسى و اگر گويى كه مىشناسم حق او را چگونه مىشناسى كه تكاپوى جز در كوى او مىدارى
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
« 3 » آخر قدرت و قيمت و قامت شما زياده از حيوانات است و حيوان برّى سامان آن ندارند تا در بحر روند و بحريان را سامان آن نى تا در بر درآيند اى آدمى بچه ترا در برّ و بحر نفاذ داده‌ايم و حساب و كتاب مر ترا داده‌ايم هر كجا كه تو بنا افكنى شيران بيشه‌ها رها كنند آنجاى را و برمند و اژدرها از آنجا « 1 » بمانند چون جهانيان طبع « 2 » تو آمدند پس انعام ما در حق تو بيش آمد چون تو حق انعام ما نشناسى ترا سپس‌تر از همه حيوانات بازبرند
ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
« 4 » اكنون نظر را از شهوات نگاه‌دار تا قوة نظر را به هر جاى باد ندهى چنانك بعضى حشرات را نظر دهيم در بيضهء وى يعنى كه بيضه را در زير بال چو نتواند گرفتن در زير بال نظر بگيرد از روى كرم و آن نظر فرخ را بيرون آريم همچنان تو نيز چون نظر پراكنده نكنى بجاى ديگر و بقوّت در محل حق و ملك خود نگران باشى بركتها پديد آيد به زور شهوات كه مايهء قوى و كامروايى شماست بنا جايگاه مرانيد تا بضعف بدل نگردد و بىخبر و بىمايه نشويد چو قوم لوط بازگونگى كردند شهرستانشان را سرنگون كردند پس تكليف و خطاب و فرمان از خداوند عزّ و جلّ خلعت است و هركه او عزيزتر خطاب و بار تكليف او را بيشتر زيرا كه خلعت آنست آخر هريك تنه را از انبياء گفتند كه با جهانى جنگ كن زكريّا را عليه السلام گفتند خود را بدست ارّه بازده و آن يكى را به آتش تسليم كردند و آن دگر را به آب و موسى را گفتند با عصايى با فرعونيان بيرون آى و اين همه بلاست و آدمى خلعت
هامش
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء 95 ، آيهء 4 . ( 1 ) - ظ : آنجا . ( 2 ) - ظ : مطيع . ( 4 ) همان سوره ، آيهء 5 .