رَفِيعُ الدَّرَجاتِ
« 1 » يعنى كه مؤمن را از آشنايى جهانيان اللّه برآرد و دل او را از پيوستگى خلقان قطع كند و از پلاس سوداها بيرون آرد و هرگاه كه نظرت از بهر خوشآمد به جايى تاختن ببرد بدانك طناب خيمهء عدو خود را استوار مىكنى اگر مست را و خفته را بربندند و او نداند چو آگهى در تنش آيد و بجنبد داند كه او را بستهاند باش تا از آگهى آن جهان به كالبد اين جهانيان آگهى آيد آنگاه بدانند كه اين جهان بىخبرى است و معلومشان شود كه چگونه در بندها شدهاند گاهگاهى كه رنجهات پديد آيد چو بيخ درختان و بر يكديگر افتد همچنان معقول كه اگر صورت كالبدت پرده نشود مشرقيان و مغربيان بر تو و بر درد تو زارزار بگريندى و اگر اين معقول را و يا محسوس را صورت بند دهند در آن جهان چه كنى رفيع الدّرجات ذو العرش فرمود در آخر
يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ
« 2 » فرمود تا بدانى كه همه درجه در بيان وحى آسمانيست اكنون اى خاكيان شما فرشىايد از حال عرش چه خبر داريد اى فرشى ترا عرشى همى بايد شدن چون حملهء حواس خمس مىببايد روح ترا اگر حمله باشد مر عرش روحافزاى را چه عجب باش تا آگهى بجهان بىآگهى برسد از عالم عرش كه همه روح است و ارواح از آنجا چون درر نثار خاكيان است كه ذو العرش يلقى الرّوح من امره على من يشاء من عباده و اين اجزاى كالبدت را كه بىخبرند آگهى دهند و همه اجزات را بينايى و دانايى دهند زيرا كه يك جهت را سو باشد اما شش جهت را سو نباشد پس اللّه را بىسو ببينند و حضرت آفريدگار بىجهت و سوى نظر را هست كرد و عمل او در سوىسوى است چنانك نظر را نظر داد به طرف سوى اگر نظرش دهد به بىسوى چه عجب باشد مردم ديده را نظر داد به غير خود اگر نظرش دهد هم به خويشتن چه عجب معتزلى گويد كه ديد بىچگونه نباشد گوييم او را كه اللّه فرمود
إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 3 »
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء 40 ، آيهء 15 .
( 2 ) سوره ، 40 آيهء 15 .
( 3 ) سورة 75 ، آيهء 23 .